تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
رويد تا من شما را ببينم ، چون شما فرزند نداريد . « 1 » شما براى خدا و پيامبرش خيرخواهى كرديد . آنگاه عبداللَّه پيش رفت و نبردى سخت كرد . ميان او و هانى بن ثبيت حضرمى « 2 » چند ضربه رد و بدل شد و سرانجام هانى ملعون او را به قتل رساند . » « 3 » ابن شهر آشوب گويد : « آنگاه يعنى پس از برادرش جعفر برادرش عبداللَّه به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند : من فرزند على بزرگوار و با فضيلتم ، همو كه همهء كردارش نيكوست ، شمشير رسول خدا ( ص ) و كسى كه هر روز در دل دشمن بيم مىافكند . وى به دست هانى بن ثبيت حضرمى كشته شد » . « 4 »
هامش
( 1 ) - سماوى در ابصار العين ( ص 66 ) گويد : منظور از عبارت « شما فرزند نداريد » ، اين است كه شما از من‌پيشى گرفته‌ايد و اولاد شما كشته شده‌اند و كسى از آنان باقى نمانده است ؛ و در نتيجه نسب اميرالمؤمنين از طريق شما قطع مىشود . از اين رو اندوه من فراوان مىشود و پاداشى بزرگ‌تر دارم » . يعنى مقصود عباس اين بود كه به مصيبت آنان مبتلا گردد و براى دستيابى به پاداش بيشتر ، اين مصيبت را به حساب خداوند بگذارد . در الاخبار الطوال ( ص 257 ) آمده است : « جانم به فدايتان ، پيش رويد و از سرورتان حمايت كنيد تا آنكه در ركابش جان ببازيد » . ( 2 ) - در ادامه خواهيم ديد كه اين هانى ، قاتل جعفر بن ابى طالب نيز هست . پس از كشته شدن عبداللَّه بن‌حسن ( ع ) صورتش سياه شد . پس از آن باز هم جسارت پيدا كرد و پس از شهادت سرور جوانان بهشت ، گماشته شد كه بر بدن آن حضرت اسب بتازاند . ( 3 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 109 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 88 ؛ مقتل الحسين ، طبرانى ، ص 38 ؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 61 ؛ نظم درر السمطين ، ص 218 ؛ كفاية الطالب ، ص 298 ؛ الدر النظيم ، ص 557 . ( 4 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 107 ( پوشيده نماند كه در اين كتاب شبيب تصحيف ثبيت است ) ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 34 ، تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 308 ( در اين كتاب آمده است : هانى بن ثبيت حضرمى او را به قتل رساند ) و در كتاب تسميه من قتل مع الحسين 194 آمده است : خولى بن يزيد اصبحى او را هدف تير قرار داد و مردى از بنى تميم به نام أبان بن دارم او را به شهادت رساند ؛ ر . ك : الاصابه ، ج 2 ، ص 60 ؛ الاخبارالطوال ، ص 257 ( دراين‌كتاب آمده‌است : « هانى بن ثويب » ) ، جمهرة انساب‌العرب ، ص 39 ؛ تذكرة الخواص ، ص 229 ؛ الامامة و السياسه ، ج 2 ، ص 6 ؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 61 ؛ نظم درر السمطين ، ص 218 ؛ كفاية الطالب ، ص 298 ؛ تاريخ العلماء و وفياتهم ، ج 1 ، ص 172 ؛ مقتل الحسين ، طبرانى ، ص 38 ؛ المجدى ، ص 15 ؛ رجال شيخ طوسى ، ص 102 ، شماره 1001 ؛ ابصار العين ، ص 67 ( در اين كتاب آمده است : پس از كشته شدن حسين ( ع ) و شمارى از خاندانش ، عباس برادرانش را به ترتيب از بزرگ به كوچك فراخواند و به آنان گفت : پيش بياييد . نخستين كسى را كه صدا زد برادر پدرى و مادريش عبداللَّه بود . فرمود : برادرم پيش رو تا من تو را كشته ببينم ، و كشته شدنت را به حساب خداوند بگذارم ؛ چرا كه تو فرزند ندارى . او نيز گام پيش نهاد و شمشير ميان دشمن نهاد و در صفوفشان به جولان درآمد . . . آنگاه هانى بن ثبيت با ضربتى كه بر سرش نواخت او را به قتل رساند . »