43 - عبداللَّه بن بشر خثعمى . « 1 »
44 - بشر بن عمرو بن احدوث حضرمى كندى . « 2 »
45 - حجّاج بن بدر تميمى سعدى . « 3 »
46 - قارب بن عبداللَّه دئلى .
47 - عمروبن خالد اسدى صيداوى . « 4 »
48 - جنادة بن حرث مذحجى سلمانى .
49 - سعد ، غلام عمرو بن خالد صيداوى .
هامش
( 1 ) - ر . ك : حاشيه نام « زهير بن بشر خثعمى » ذيل شماره 25 .
( 2 ) - سماوى در ابصار العين به نقل از ابن شهر آشوب نوشته است كه وى در حمله نخست به شهادت رسيد . ولى ما نام وى را در فهرستى كه ابن شهر آشوب ( المناقب ، ج 4 ، ص 113 ) از شهيدان حمله نخست ارائه داده است نيافتيم . زنجانى نامش را در فهرست شهيدان حمله نخست با نام « بشيربن عمرو » آورده است . ( وسيلة الدارين ، ص 94 - 95 . وى همچنين در صفحه 110 ، شماره 13 ، به نقل از سيره نويسان ، زندگينامه وى را آورده است .
( 3 ) - سماوى در ابصار العين ( ص 214 ) مىنويسد : « صاحب حدائق نوشته است كه وى در بعدازظهر و در حال مبارزه كشته شد و ديگران نوشتهاند كه پيش از ظهر و در حمله نخست كشته شد » . ولى سماوى اين ديگران را مشخص نمىكند كه چه كسانى هستند !
( 4 ) - ر . ك : ابصار العين ، ص 114 - 116 . ولى ابن شهر آشوب در المناقب ( ج 4 ، ص 101 ) مىنويسد : آنگاه عمروبن خالد ازدى به مبارزه آمد و اين رجز را مىخواند :
اى نفس امروزبا آسايش خاطر به سوى پروردگار مىروى .
امروز آن پاداش نيكى را كه خداوند برايت مقرّر داشته دريافت مىدارى .
بى تابى مكن كه هر زندهاى سرانجام فنا مىشود .
سپس پسرش خالد به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند :
اى بنى قحطان بر مرگ شكيبا باشيد تا به خشنودى خداوند دست بيابيد .
خداوندى كه صاحب بزرگى و عظمت و برهان و بلند مرتبه و بخشنده و صاحب احسان است .
اى پدر تو به بهشت رفتى در قصرى از گوهر با بنيانى نيكو .
اما مورخان ننوشتهاند كه پسرش خالد ، با وى همراه بوده است .
ابن طاووس در اللهوف ( ص 163 ) گويد : آنگاه عمرو بن خالد صيداوى به ميدان آمد و خطاب به امام حسين ( ع ) گفت : اى ابا عبداللَّه جانم به فدايت ! من تصميم دارم به يارانت بپيوندم و دوست ندارم كه به ميدان نروم و ببينم كه تو در ميان خاندانت تنهايى و كشته بر زمين افتادهاى ! امام ( ع ) به او فرمود : پيش رو كه ما نيز به زودى به تو خواهيم پيوست . او نيز پيش رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد - خداوند از او خشنود باد .