تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و هنگام حادثه استوار اى ام وهب ! تعهد مىكنم كه در نيزه زدن و شمشير زدن بر آنها پيشدستى كنم . ام وهب ، زن عبداللَّه ، تير چوبى برداشت و به سوى شوى خويش رفت و مىگفت : پدر و مادرم به فدايت باد ! در راه نسل پاك محمد پيكار كن . عبداللَّه آمد و او را سوى زنان باز گرداند ، اما او جامه‌اش را مىكشيد و مىگفت : رهايت نمىكنم مگر آنكه همراه تو كشته شوم ! ( چون عبداللَّه با دست راست شمشير را گرفته بود و انگشتان دست چپش قطع شده بود نمىتوانست همسرش را باز گرداند ) آنگاه امام حسين ( ع ) آمد و گفت : خداوند شما خاندان را جزاى خير دهد ، خدايت رحمت كند ، نزد زنان باز گرد و با آنان بنشين كه بر زنان جنگ نيست و او باز گشت . مرد كلبى كه در جناح چپ بود دلاورانه جنگيد و شمار زيادى از مردان قوم را كشت . سپس هانى بن ثبيت حضرمى و بكير بن حى تيمى از تيم اللَّه ثعلبه حمله كردند و او را كشتند . چون گرد و غبار فرو نشست ، زن كلبى سوى شوهرش آمد و بر بالين او نشست . غبار از چهره‌اش پاك كرد و گفت : گوارايت باد بهشت : از آن خدايى كه بهشت را روزى تو ساخت مىخواهم كه مرا با تو همراه سازد ! آنگاه شمر به غلامش ، رستم ، گفت : با عمود چوبين بر سرش بزن . او نيز با چوب بر سرش زد كه در جا جان داد . « 1 » در زيارت ناحيهء مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است : « سلام بر عبداللَّه بن عمير كلبى » . « 2 »

38 - سالم بن عمرو

سماوى گويد : سالم غلام بنى مدينه - تيره‌اى از كلب - ساكن كوفه و شيعه بود . او پيش از شروع جنگ نزد امام حسين ( ع ) رفت و به يارانش پيوست . در حدائق گفته است : و پيوسته با او بود تا آنكه كشته شد . سروى گويد : او در حملهء نخست ، همراه ياران حسين ( ع ) كشته شد و در قائميات از او ياد شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - ابصارالعين ، ص 179 - 181 ، و ر . ك : وسيلة الدارين ، ص 168 - 170 ، شماره 98 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 101 ، ص 272 . ( 3 ) - ابصارالعين ، ص 182 - 183 .