در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است :
سلام بر مسلم بن عوسجه اسدى ، كه چون حسين به وى اجازه بازگشت داد گفت : آيا ما از تو دست برداريم ؟ آنگاه در اداى حق تو در پيشگاه خداوند چه بهانه بياوريم ؟ نه به خدا سوگند تا زمانى كه اين نيزهام را در سينههاشان بشكنم و تا قبضه اين شمشير به دست من است آنان را بزنم ، از تو جدا نخواهم شد و اگر براى جنگ با آنها سلاحى نداشته باشم ، آنان را سنگباران مىكنم و از تو جدا نگردم تا همراهت جان بسپارم !
تو نخستين كس بودى كه جانش را معامله كرد ؛ و نخستين شهيدى بودى كه براى خدا به شهادت رسيدى و جان سپردى ! به خداى كعبه رستگار شدى ! خداوند پيشگامى تو را و اينكه امام خويش را يارى دادى قبول كند ؛ امامى كه گاه بر زمين افتادنت بر بالينت آمد و گفت : اى مسلم بن عوسجه خدايت رحمت كناد ، و اين آيه را خواند : « برخىشان درگذشته و برخى در انتظارند و هيچ تغييرى نكردند . » « 1 »
خداوند شركت كنندگان در قتل تو يعنى عبداللَّه ضبابى ، عبداللَّه بن خشكاره بجلى و مسلم بن عبداللَّه ضبابى را لعنت كند . « 2 »
5 - مسلم يا اسلم بن كثير اعرج ازدى - صحابى -
سماوى گويد : مسلم بن كثير اعرج ازدى - ازد شنوه - كوفى : او از تابعان اهل كوفه و از ياران اميرمؤمنان ( ع ) بود . در يكى از جنگها پايش آسيب ديده بود . مورخان گفتهاند : او از كوفه به سوى امام حسين ( ع ) رفت و هنگام فرود آمدنش در كربلا به او رسيد . سروى گويد :
او در حمله نخست به شهادت رسيد . « 3 »
نمازى گويد : مسلم بن كثير اعرج از ياران پيامبر ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) بوده و در كربلا در حمله نخست به شرف شهادت نايل آمد . « 4 »
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) ، آيه 23 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 69 - 70 .
( 3 ) - ابصار العين ، ص 185 .
( 4 ) - مستدركات علم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 415 ، شماره 14919 .