تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
پسر عمويم كشته شده‌اند و به او كمك كرده‌اند و همراهش شكيبايى ورزيده‌اند . آنگاه رو به مجلسيان كرد و گفت : الحمدللّه ؛ قتل حسين بر من گران است ، اگر من با دستان خود حسين را يارى ندادم ، دو پسرم او را يارى داده‌اند . » « 1 »

تلاش سركوبگرانه

پس از آنكه أشدق شيوهء پيشنهاد امان و نيكى و جايزه و حسن همجوارى را بىفايده يافت ، براى حل مشكل - چنان كه شيوهء همهء ستمگران است - به روش‌هاى تهديد كننده و سركوبگرانه پناه برد ، به گمان اين كه شايد بتواند از اين راه به هدف‌هاى مورد نظر خويش دست يابد . طبرى به نقل از عقبة بن سمعان گويد : « هنگامى كه حسين ( ع ) از مكّه بيرون آمد ، فرستادگان عمرو بن سعيد بن عاص ، به فرماندهى يحيى بن سعيد ، راه را بر او بستند و گفتند : بازگرد ، به كجا مىروى ؟ ولى او خوددارى ورزيد و ادامهء مسير داد . دو طرف در مقام دفاع برآمدند و دست به تازيانه بردند . سپس حسين ( ع ) و يارانش به شدت با آنان مخالفت ورزيدند و حسين به راه خويش ادامه داد . ياران سعيد فرياد برآوردند : اى حسين آيا از خدا پروا نمىكنى ؟ از جماعت بيرون مىروى و در ميان اين امّت تفرقه مىافكنى ؟ ! در اين هنگام حسين ( ع ) آيهء شريفهء زير را قرائت فرمود :
« لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ ، أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ »
« 2 » ( عمل من از آن من است و عمل شما از آنِ شما ، شما از كار من بيزاريد و من از كار شما ) . روايت دينورى مىگويد : « هنگامى كه حسين ( ع ) از مكّه بيرون آمد رئيس شرطه‌اى كه زير فرمان عمرو بن سعيد بن عاص بود در رأس گروهى راه را بر حسين بست و گفت : امير به تو فرمان بازگشت مىدهد ، بازگرد يا آنكه خود تو را باز خواهم گرداند !
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ص 232 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 576 ؛ طبرى ، ج 3 ، ص 342 . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 296 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 43 | شيخ محمد جواد طبسي / عبد الحسين بينش