ب - همچنين از محتواى نامهء عبداللّه بن جعفر به امام ( ع ) چنين بر مىآيد كه او با عبداللّه عباس ، ابن حنيفه و ديگران دربارهء قيام امام ( ع ) از زاويه نگرش به پيروزى يا شكست ظاهرى ديدگاه مشترك داشت ؛ ديدگاهى كه جوهرهء اصلى رايزنىها و نصايح آنان را تشكيل مىداد و از آن بيم داشتند كه امام ( ع ) در كارى كه در پيش گرفته است كشته شود . لذا امام ( ع ) به آنها پاسخ مىدهد ، منطقى كه او بر پايهاش حركت مىكند جز اين است ، زيرا كه جدّش را در خواب ديده است و براى امتثال فرمان آن حضرت مأمور انجام چنين تحركى است .
در پاسخ امام ( ع ) به عبداللّه بن جعفر شايان ذكر است : « اما بعد ، نامهات به من رسيد .
آن را خواندم و آنچه را كه يادآور شده بودى دريافتم . به آگاهى تو برسانم كه من جدّم را در خواب ديدم و آن حضرت مرا از كارى خبر داد و من در پى آن هستم ، خواه به سودم باشد يا به زيانم . اى پسرعمو ، به خدا سوگند اگر در لانهء جنبدهاى از جنبدگان زمين باشم ، آنان مرا بيرون خواهند آورد و خواهند كشت ! به خدا سوگند آنان بر من ستم روا خواهند داشت ، همان گونهاى كه يهوديان بر روز شنبه ستم روا داشتند .
والسلام » « 1 »
( 2 ) 2 - از اخبار مربوط به تلاشهاى عبداللّه جعفر و نامهاى كه براى امام ( ع ) فرستاد « 2 » چنين بر مىآيد كه او معتقد يا اميدوار بود كه بتواند از طريق ميانجيگرى ، ميان حكومت اموى و امام ( ع ) صلح برقرار كند ، البته به شرطى كه حضرت از قيام و خروج دست بكشد .
هرچند كه بيعت نكند .
امام ( ع ) نيز در پاسخ اين توهّم يادآور شد كه چنانچه بيعت نكند به ناچار كشته خواهد شد ! و او نيز هرگز با يزيد بيعت نخواهد كرد و ناگزير نتيجه اين خواهد بود كه « چنانچه در لانهء جنبندهاى از جنبندگان زمين باشم ، مرا بيرون خواهند آورد تا بكشند ! . . . »
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 74 .
( 2 ) - در روايت الفتوح ، ( ج 5 ، ص 74 ) آمده است كه عبداللّه جعفر در پايان نامهاش گفت : « در حركت بهسوى عراق شتاب مكن كه من از يزيد و همهء بنىاميه براى تو و مال و زن و فرزندت امان مىگيرم . والسلام »