رسول خدا صلى الله عليه و آله را احيا مىكند ، بدعتها را از ميان مىبرد ، كارهاى مخالفان را رسوا مىسازد ؛ و به امت مىفهماند كه اهل بيت از ديگران به خلافت سزاوار ترند و در نامه خود به بنىهاشم نيز به همين موضوع اشاره مىكند و مىفرمايد : هر كس از شما كه به ما بپيوندد به شهادت مىرسد و هر كس تخلف بورزد ، به پيروزى نخواهد رسيد .
مقصود امام عليه السلام از پيروزى جز آثار مترتب بر قيام و فداكارى آن حضرت يعنى فرو ريختن پايههاى گمراهى ، پاك شدن خارهاى باطل از راه پاك شريعت و برپايى ستونهاى عدالت و توحيد و تبيين وجوب ايستادن در برابر منكر براى امت چيز ديگرى نبود .
اين همان معناى سخن امام زين العابدين عليه السلام به ابراهيم بن طلحة بن عبيدالله است كه در هنگام بازگشت از مدينه از ايشان پرسيد : پيروز چه كسى است ؟ و امام فرمود :
« هنگام نماز كه فرا رسيد ، اذان و اقامه بگو ، آنگاه پيروز را مىشناسى » . « 1 »
امام زينالعابدين عليه السلام در اين گفتار به تحقق آرمانهايى كه سيدالشهدا جانش را براى آنها فدا كرد و شكست تلاشهاى يزيد را براى خاموش ساختن نور خداوند و نيز خواست پدرش را در خنثىسازى مجاهدتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و از ميان بردن شهادت به پيامبرى آن حضرت ، كه بر امت اسلامى واجب است تا آن را پنج نوبت اعلام دارند ، اشاره مىكند . « 2 »
واژهء فتح در دوازده جاى قرآن به شرح زير آمده است :
1 -
« فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ . . . »
« 3 »
پس اگر از جانب خدا براى شما فتحى برسد ، مىگويند : مگر ما با شما نبوديم .
2 -
« فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ . . . »
« 4 »
اميد است خدا از جانب خود فتح يا امر ديگرى را پيش آورد .
هامش
( 1 ) - ر . ك . امالى شيخ طوسى ، ص 66 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 77 .
( 2 ) - مقتل الحسين ، مقرم ، ص 66 .
( 3 ) - نساء ( 4 ) ، آيه 141 .
( 4 ) - مائده ( 5 ) ، آيه 52 .