نكوهش كسانى كه به امام نپيوستند برمىآيد . شايد هم معنايش اين باشد كه امام عليه السلام آنان را مخير گذاشته است ؛ و بنابر اين هر كس تخلف ورزيده گناه نكرده است . « 1 »
بنابراين ، علامهء مجلسى پيروزى را به معناى برخوردارى از منافع پيروزىهاى دنيوى گرفته است ، همانگونه كه احتمال مىدهد ، امام عليه السلام بنىهاشم را در پيوستن به خود آزاد گذاشته است . و بنابر اين كسانى كه تخلف ورزيده و به ايشان نپيوستهاند گناهكار محسوب نمىشوند .
ولى قرشى آن را به چنان نوعى از پيروزى تفسير كرده است ، كه تا برپايى رستخيز جز براى امام حسين عليه السلام حاصل نشده است . او مىگويد : « حضرت به خاندان نبوى خبر داد كه هر كس به وى بپيوندد به زودى با شهادت ظفرمند مىشود ؛ و هر كس به او نپيوندد به پيروزى نخواهد رسيد ؛ آيا پيروزى مورد نظر امام عليه السلام كدام است ؟
پيروزى مورد نظر سيدالشهدا ، آن پيروزى است كه هيچ كدام از رهبران جهان و قهرمانان تاريخ بدان دست نيافتهاند . چرا كه ( در واقعه كربلا ) اصول و ارزشهاى امام عليه السلام پيروز شد و با فداكارى خويش دنيا را فروزان ساخت و نام او رمز حق و عدالت گرديد .
شخصيت والاى آن حضرت متعلق به يك ملت نيست بلكه از آنِ همهء انسانيت است .
كدام فتحى از اين بزرگتر و كدام ظفرى از اين برتر ؟ » « 2 »
اين پيروزى به گونه ديگرى هم تفسير شده است ؛ و مراد از آن تحولات و دگرگونىهاى سرنوشت سازى است كه بر اثر شهادت امام حسين عليه السلام در دوران خود او و در دورههاى پس از آن براى اسلام حاصل شد ؛ تا آنگاه كه امام مهدى قيام كند ؛ كسى كه قيام او فصل پايانى قيام جدش حسين است ؛ و ظهور او در پهنه زمين ، بهمفهوم پيروزى دين محمدى بر همهء اديان مىباشد ؛ و آخرين ثمره نهضت عاشورا به شمار مىآيد . « 3 »
شايد مرحوم مقرم به برخى از مفاد اين معنى پى برده است ، آن جا كه مىگويد : امام حسين عليه السلام در نهضت خويش معتقد بود كه فاتح و پيروزمند است ، چرا كه شهادت او دين
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 42 ، ص 81 .
( 2 ) - حياة الامام الحسين عليه السلام ، ج 3 ، ص 45 .
( 3 ) - ر . ك . بخش نخست اين پژوهش ، مقاله « در پيشگاه شهيد پيروز » .