او كسى است كه به امير مؤمنان عليه السلام پيشنهاد كرد كه حَكَم قرارش دهد ؛ و على عليه السلام او را به جنگ با خوارج فرستاده است .
او كس نزد على عليه السلام فرستاد و پيغام داد : اگر بخواهى با دويست سوار مىآيم و با تو همراه مىشوم و اگر بخواهى همه بنى سعد را كنار مىكشانم و هفت هزار شمشير را از تو باز مىدارم ؛ و امام عليه السلام شق دوم را برگزيد . « 1 »
به خاطر اين موضعگيرىهاست كه رجالى معروف ، مامقانى ، او را « حَسَن » مىشمارد .
يك رجالى ديگر يعنى نمازى مىگويد : « اين سخن ، نشانهء درجه كمال و حكمت او و نيز خشنودى اميرالمؤمنين عليه السلام از وى است . او از سفيران زبانآور بود . » « 2 »
ولى آيا احنف بن قيس همان كسى نيست كه تقاضاى امام حسين عليه السلام را براى يارى نپذيرفت و گفت : « ما خاندان ابوالحسن را آزمودهايم و آنان را نه حكمران ولايتى و نه صاحب مالى و نه چارهجوى جنگى ديدهايم . » « 3 »
آيا احنف بن قيس همان كسى نيست كه در قتل مختار به ابن زبير كمك كرد ؛ « 4 » و رياست تميم را بر عهده داشت . « 5 »
آيا او نبود كه - در صفين درحالى كه همراه على عليه السلام بود - گفت : « عرب به هلاكت رسيد » . « 6 »
اين اظهارات اشاره به ضعف اعتقادى احنف بن قيس نسبت به اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام دارد ، چرا كه اگر نسبت به آنان اعتقادى راسخ مىداشت ، با كسانى كه با آنها در صلح بودند در صلح مىبود و با كسانى كه با آنها مىجنگيدند ، مىجنگيد و با حضور در جبهه حق ديگر براى او اهميت نداشت كه عرب هلاك گردد يا باقى بماند .
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 103 .
( 2 ) - مستدركات علم الرجال ، ج 1 ، ص 520 .
( 3 ) - قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 691 .
( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 95 ؛ قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 691 .
( 5 ) - قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 691 .
( 6 ) - وقعة صفين ، ص 387 .