مفهوم اين سخن اين است كه حكومت مركزى در دمشق ، ضمن اتخاذ تصميمهاى تازه پس از ورود امام حسين عليه السلام به مكه مكرمه يحيى بن حكيم را از واليگرى آن شهر بر كنار كرد و عمرو بن سعيد بن اشدق را به جاى او گمارد .
ولى شمار ديگرى از مورخان نقل كردهاند كه والى مكه در هنگام مرگ معاويه « 1 » ، خود عمرو بن سعيد بن عاص اشدق بود ؛ كه يزيد به دنبال عزل وليد بن عتبه از منصب واليگرى مدينه ، واليگرى مكه و مدينه را يك جا به او سپرد .
مؤيد اين ديدگاه روايتى است كه مىگويد : هنگام ورود امام حسين عليه السلام به مكه عمرو بن سعيد به وى گفت : تصميم شما چيست ؟ فرمود : به خدا و اين خانه پناه آوردهام . « 2 » دقت كنيد !
بركنارى وليد بن عتبه « 3 »
از واليگرى مدينه
وليد بن عتبه از امويانى بود كه با اخلاص و آگاهى كامل در خدمت حكومت آنان
بود ؛ ولى با آن كه به بنى اميه منسوب بود و با تمام وجود در راه برترى بخشيدن بنىاميه بر ديگران مىكوشيد ، در عين حال آرزو مىكرد كه با بنىهاشم و به ويژه اهل بيت عليهم السلام برخورد نداشته باشد ، و اميد به سلامت رهيدن از چنين كارى را داشت .
نظر وليد ، به ويژه در موضعگيرى نسبت به امام حسين عليه السلام ، درست همان نظر معاويه بود كه اعتقاد داشت ، رويارويى آشكار با امام حسين عليه السلام به سود حكومت اموى نيست ؛ هر چند نقل مىشود كه وى قايل به حرمت و منزلت اهل بيت عليهم السلام در نزد خداوند بوده است ! و به همين دليل در مقابل امام حسين عليه السلام موضعى مسامحهآميز و نرم گرفت . اين كار خشم دولت مركزى اموى دمشق را عليه وليد برانگيخت ؛ و در نتيجه در رمضان همان سال « 4 » يزيد او را از واليگرى مدينه بر كنار كرد ؛ و ولايت آن شهر را نيز بر قلمرو عمرو بن
هامش
( 1 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 272 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 529 .
( 2 ) - تذكرة الخواص ، ص 214 .
( 3 ) - ر . ك . عنوان « شخصيت وليد بن عتبه » در جلد اول همين كتاب .
( 4 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 272 ؛ البدايه والنهايه ، ج 8 ، ص 151 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 142 .