باشد در دست نيست . مگر روايت بسيار ضعيفى كه در كتاب « اسرار الشهادة » به نقل از عبدالله بن سنان كوفى از پدرش از جدش آمده است . اين روايت بيان مىكند كه چگونه بنىهاشم محرمهاى خودشان و خانواده اباعبدالله را بر محملهاى شتران سوار كردند و خود چگونه سوار شدند . اسلوب اين روايت بسيار به شيوههاى منبرى كه در آن بر جنبههاى عاطفى تكيه مىشود نزديكتر است . با وجود اين بازهم اجمالى است و نمىگويد كه بنىهاشم چه كسانى و چند تن بودند . « 1 »
آرى ، شواهد تاريخى حاكى است كه محمد بن حنفيه ، عمر أطرف ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عباس با كاروان حسينى ، بيرون از مدينه ، همراه نبودهاند .
نيز اشاره دارد به اين كه امام عليه السلام همهء فرزندان خود و فرزندان برادرش امام حسن عليه السلام و همهء خواهران پدرىاش را با خود همراه ساخت .
قدر مسلّم اين است كه مسلم بن عقيل نيز با او بيرون آمده است ، و چنين به نظر مىرسد كه دو پسر مسلم يعنى عبدالله و محمد نيز ، هنگام خروج كاروان حسينى با پدرشان همراه بودهاند .
اما درباره پسران عبدالله بن جعفر يعنى عون و محمد ، از قراين تاريخى چنين بر مىآيد كه با پدرشان همراه بودهاند ؛ و پس از آن كه امام مكّه را ترك گفتند به آن حضرت پيوستند . البته اين احتمال هم وجود دارد كه آنان با امام از مدينه بيرون آمده و سپس با پدرشان به مكّه رفته باشند و از آنجا بازگشته به امام پيوسته باشند .
اما دربارهء بقيه ياران آن حضرت از آل عقيل ، از شواهد تاريخى اطلاع دقيقى درباره اين كه كدامشان با امام عليه السلام از مدينه بيرون آمد و يا كدامشان پس از آن به حضرت پيوست ، چيزى بر نمىآيد .
ديگر ياران
شناخت ديگر ياران امام عليه السلام ، يعنى بجز هاشميان ، كه با وى از مدينه بيرون آمدند ،
هامش
( 1 ) - ر . ك . اسرار الشهاده ، ص 367 .