دليلش اين بود كه وسايل تبليغاتى معاويه اذهان عموم مردم را زير نفوذ داشت و در ميدان تبليغ چيره و تأثير گذار بود و توان گمراهسازى افكار عمومى را در محكوميت دينىاى كه براى قيام امام حسين مطرح مىكرد داشت . از اين گذشته جامعهاى كه آماده قيام نبود و در پى سلامت و آسايش بود نيز نظر مىداد كه امام عليه السلام بيعت كرده و پيمان بسته است ، همانطور كه واقعيت هم داشت يا آن طور كه تبليغات اموى درباره او اشاعه داده بود ، در نتيجه ناچار بوده است كه به پيمان وفا كند و بيعت را نشكند .
به اين ترتيب شخصيت معاويه با زيركى ، حيلهگرى و فريبكارى و خيانت ورزى خاصّ خودش و نيز مهارت و تجربهاى كه در ميدان كار سياسى اجتماعى داشت ، اگر نگوييم تنها عامل ، دست كم مهمترين عاملى بود كه امام حسين عليه السلام را ناچار ساخت كه از قيام عليه او دست بكشد .
از اينجا به راز منحصر ساختن عامل عدم قيام در بودن معاويه پى مىبريم ، آن جايى كه امام عليه السلام در مقابل تقاضاهاى برخىاز شيعيان براى قيام و انقلاب پاسخ مىدهد : « مادامىكه معاويه زنده است همه مردان شما بايد در خانههاشان بنشينند . . . چنانچه او هلاكت يافت ما و شما در كار خويش مىنگريم . » « 1 » يا « به زمين بچسبيد و پنهان شويد و تا هنگامى كه پسر هند زنده است عقايدتان را پوشيده بداريد . » « 2 » يا « . . . مادامى كه اين انسان زنده است . . . » « 3 »
هامش
( 1 )
- الامامة والسياسة ، ص 1 .
( 2 ) - اخبار الطوال ، ص 221 .
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 151 ، حديث 13 .