« آيا بزرگ « 1 » يمن گوشش كر است و يا مىشنود ، و يا به پايان رسيده است و مرگ او را درربوده است ؟ ؛ اى گشايندهء سختىهائى كه اين و آن را عاجز ساخته است پيرمردى از خاندان سنن « 2 » پيش تو آمده است ؛ كه مادرش از خاندان ذئب بن حجن است ، كبود چشمى كه دندان و گوش تيز كرده است ؛ سفيدروئى كه سينه فراخ و بازوانى پر دارد ، فرستادهء پادشاه ايران است كه به دنبال حاجتى مىرود ؛ و شترى قوى چابك زمينپيما مرا از تپّهها بالا و پائين مىبرد ؛ از تندر و دگرگونىهاى روزگار نمىهراسد ، چنان كه ( از سختىهاى سفر ) سينه و رانهايش از گوشت تهى شده است ؛ و خاك زمينهاى خالى مانده با وزش باد او را فرومىپوشاند ، گويا از ميان دو دامنهء كوه ثكن بيرون شتافته است . » چون سطيح شعر او بشنيد سر برآورد و گفت :
« عبد المسيح بر شترى سوار است و به سوى سطيح كه بر لب گور است رهسپار « 3 » . تو را پادشاه ساسانيان فرستاد زيرا آتشكدهاش خاموش شد و لرزه بر ايوانش افتاد ، و موبذ موبذان در خواب چنان ديد كه شتران ناهموار در پيش اسبان تازى همىروند و از دجله همىگذرند و در شهرهاى آن مىپراگنند . اى عبد المسيح ، چون خواندن فزونى گيرد و خداوند چوبدستى « 4 » بيرون آيد و درّهء سماوه « 5 » ( از دشمنان ) پر شود و درياچهء ساوه فرورود و آتش فارس بميرد ديگر شام براى سطيح ، شام نيست . از ايشان زنان و مردانى به شمارهء آن كنگرهها « 6 » پادشاهى
هامش
( 1 ) - همهء نامهاى مذكور در اينجا از قبايل يمنى ( عربستان جنوبى ) هستند .
( 2 ) - هيچيك از اين دو با نسبنامههاى مذكور در جاهاى ديگر مطابقت نمىكند ( ابن هشام و ووستنفلد ، نسبنامهء 11 ) .
( 3 ) - اين عبارات به نثر مسجّع است و كاهنان عرب به اين شكل سخن مىگفتند . بعضى از آيات قرآنى نيز چنين است .
( 4 ) - يعنى عمر خليفهء دوّم .
( 5 ) - واقع در نزديكى حيره ؛ نخستين غلبهء قطعى مسلمانان بر ايرانيان در نزديكى آن اتّفاق افتاده است ( جنگ قادسيّه ) .
( 6 ) - پيشگوئى مثبتى است : 14 كنگرهء درهم شكسته به 14 پادشاه و ملكه تفسير شده است .