فراوانى به او بخشيد . گويند مادر اين دختر از او پرسيده بود كه كواذ چگونه است و او پاسخ داده بود كه چيزى از او نمىداند جز آنكه ازارش زربفت بود . مادر از آن دانسته بود كه او شاهزاده است و شادان گشته بود « 1 » . كواذ به سوى خاقان روى نهاد و چون پيش او برسيد او را بياگاهانيد كه پسر پادشاه ايران است و برادرش بر سر تاج و تخت با او ستيزيده و بر او پيروز شده است و او آمده است كه از خاقان يارى بجويد .
خاقان او را نويد خوب داد ؛ امّا كواذ چهار سال پيش او بماند و خاقان در نويد خود درنگ همىكرد . چون اين كار بر كواذ دراز گشت كس پيش زن خاقان فرستاد و از او خواست كه ويرا به فرزندى بگيرد و در كار او با خاقان سخن گويد و از او بخواهد تا نويدى كه داده است به جاى آورد . آن زن چنين كرد و پيوسته خاقان را بر آن همىداشت تا آنكه سپاهى به كواذ داد « 2 » . چون كواذ با آن سپاه برگشت و به ناحيهء نيشاپور
هامش
مكرّر استعمال كرده است ) صفت انوش استعمال نشده است از نوشتهء ارمنى مذكور نمىتوان استنباط كرد كه لقب اين پادشاه انوشيروان بوده است . ما همان شكل نخستين را ترجيح مىدهيم و بهمنيشت كه خيلى متأخّر است ( شپيگلTrad . Litجلد 2 ص 128 و بعد ) نيز همين شكل را ذكر مىكند . اين شكل مىتواند در فارسى به صورت انوشهروان بيايد و انوشروان به فتح شين ضبط شده است . اين شكل را عدىّ بن زيد ( در حدود سال 600 م ) در شعرى به كار برده است كه مسعودى ( ج 2 ص 205 ) و ديگران آن را بارها نقل كردهاند ؛ ولى بايد گفت كه در بعضى نسخ به جاى انوشروان ابو ساسان آمده است . از همين كلمهء انوشك نام ديگرى مشتق شده است و آن انوشگان ( به فتح شين ) است كه عربها آن را انوشجان ( طبرى چاپKosegartenج 2 ص 12 و جاهاى ديگر ) و يا با حرف تعريف النّوشجان ( ابو نعيم ، نسخهء ليدن ورق 21 ؛ بلاذرى ص 340 ؛ ياقوت ج 4 ص 814 و غيره ) مىنويسند . شكل نوشيروان -u- مذكور در شاهنامه از روى ضرورت شعرى است .
( 1 ) - ثئوفيلاكتوس ( 3 / 4 ) شلوارهاى مطرّز به طلا ( ) ى پادشاهان ايران را تأييد مىكند . حمزه از روى كتاب تصاوير ، رنگ شلوار هر پادشاه را ذكر مىكند . شلوار از زمانهاى قديم از جملهء كسوتهاى خاصّ ايرانيان بوده است . ( رجوع شود مثلا به هرودت 71 / 1 ؛ تلمود ، قدوشينa72 - عبودازارb2 -Meg . 11 a؛ و نيز مقايسه شود با نقوش ) .
( 2 ) - بنا به گفتهء يوشع ستوننشين ( بند 25 ) كه پركپ ( جنگ ايران 6 / 1 ) نيز او را تأييد مىكند كواذ پس از خلع شدن از سلطنت پيش پادشاه هونها گريخت و با دخترى كه آن پادشاه از