تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

ميمونه دختر بشر بن عمرو بن حارث بن ذهل بن شيبان بن ثعلبة بن حصين بن عكابة بن صعب بن على « 1 » است . سروى مىگويد : محمد ، قبل از عون به ميدان نبرد رفت و در برابر دشمن قرار گرفت و اين رجز را زمزمه مىكرد :

أشكو إلى اللّه من العدوان * فعال قوم فى الردى عميان
قد بدّلوا معالم القرآن * و محكم التنزيل و التبيان « 2 »
يعنى : از دشمنان به خدا شكايت مىكنم ، جنگ با مردمى كه كوركورانه در گمراهىاند . آن‌ها دستورات قرآن را رها كردند و نشانه‌ها و آيات محكم آن را به فراموشى سپردند . وى ده تن از سپاهيان دشمن را به هلاكت رساند ، آن‌گاه لشكريان ، وى را به محاصره درآورده و عامر بن نهشل تميمى وى را به شهادت رساند . سليمان بن قتّه در اشعار گذشته دربارهء او مىگويد :
و سمّى النبىّ غودر فيهم * قد علوه بصارم مصقول
فاذا ما بكيت عينى فجودى * بدموع تسيل كل مسيل
يعنى : همنام پيامبر ميان آنان تنها ماند و آن‌ها با شمشير آبديده به سراغش آمدند . پس اى ديدهء من ! چون خواستى گريه كنى ، سيلاب اشكت را بر آنان فروريز .

مسلم بن عقيل بن أبي طالب عليهم السّلام

مادر آن بزرگوار كنيزى به نام « عليّه » « 3 » بود كه عقيل وى را از شام خريدارى كرد . مدائنى روايت كرده و گفته است : روزى معاوية بن ابو سفيان به عقيل بن أبي طالب گفت : آيا خواستهاى ندارى تا آن را برآورده سازم ؟

هامش
( 1 ) . در مقاتل : « بكر بن وائل » افزوده شده .
( 2 ) . مناقب : 4 / 106 .
( 3 ) . در مقاتل الطالبين ، ص 86 « حلية » و در تاريخ خليفه ، ص 145 « حلبه » آمده است ، در اين خصوص به طبقات كبرى : 4 / 29 مراجعه شود .
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 96 | عباس جلالى / شيخ محمد بن طاهر السماوي