تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
يعنى : شش تنى كه از فرزندان على و هفت تن ديگرى كه از فرزندان عقيل بودند ، همگى به شهادت رسيدند .

أبو بكر بن حسن بن على بن أبي طالب عليهم السّلام

مادر أبو بكر كنيز بود ، ابو الفرج روايت كرده كه : عبد اللّه بن عقبهء غنوى وى را به شهادت رساند و نقل شده كه : قاتل وى عقبهء غنوى بوده و منظور سليمان بن قتّه در اين اشعار همين شخص مىباشد .
و عند غنىّ قطرة من دمائنا * سنجزيهم يوما بها حيث حلّت
اذ افتقرت قيس جبرنا فقيرها * و تقتلنا قيس اذا النعل زلّت « 1 »
يعنى : در طايفهء غنىّ ، قطرهاى از خون ما وجود دارد و روزى مناسب از آنان انتقام خواهيم گرفت . هرگاه قيس به تهيدستى افتادند ، فقر و تهيدستى آنان را جبران كرديم ، ولى آن‌گاه كه ورق برگشت ، قيس دست به كشتار ما زدند .

قاسم بن حسن بن على بن أبي طالب عليهم السّلام

وى با ابو بكر از مادر شريك بود . گفته مىشود : نام مادرش « رمله » بوده است . ابو الفرج از حميد بن مسلم روايت كرده كه گفت : نوجوانى چون پارهء ماه به سمت ما آمد و شمشيرى در دست و پيراهن و ردايى بر تن و كفش به پا داشت ، خواست با شمشير بر دشمن حمله برد كه بند يكى از كفش‌هايش پاره شد و فراموش نمىكنم كه بند كفش چپ او بود ، اين نوجوان درنگى كرد تا بند كفش خود را ببندد كه عمر « 2 » بن سعد بن نفيل ازدى گفت : به خدا سوگند ! بر او حملهور خواهم شد ، حميد بن مسلم مىگويد : من به او گفتم : سبحان اللّه ! مىخواهى چه كنى ؟ ! افرادى

هامش
( 1 ) . در مقاتل الطالبين « و فى أسد اخرى تعد و تذكر » موجود است .
( 2 ) . در نسخهء اوّل ، « عمرو بن سعيد » آمده است .