تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
« همان گونه كه مادرت تو را حرّ ( آزاد مرد ) نام نهاد ، در دنيا آزاد مرد و در آخرت سعادتمند خواهى بود » . عبيد اللّه بن عمرو كندى بدى دربارهء او مىگويد :
سعيد بن عبد اللّه لا تنسينه * و لا الحرّ اذ آسى زهيرا على قسر
يعنى : مبادا سعيد بن عبد اللّه را فراموش كنى و نه حرّ را كه در دشوارىها با زهير همكارى داشت .

حجّاج بن بدر تميمى سعدى

وى اهل بصره و از تيرهء بنى سعد بن تميم و حامل نامهء مسعود بن عمرو به امام حسين عليه السّلام بود كه نزد حضرت ماند و در ركاب آن بزرگوار به شهادت رسيد . داوودى گفته است : حسين عليه السّلام طى نامهاى به منذر بن جارود عبدى ، يزيد بن مسعود نهشلى ، احنف بن قيس و ديگر سران قبايل پنج‌گانه و اشراف بصره [ از آنان يارى خواست ] . احنف در نامهاى به امام عليه السّلام وى را به صبر و شكيبايى و اميد ، سفارش كرد ، منذر پيك حضرت را به ابن زياد سپرد و وى او را به قتل رساند ، ولى مسعود « 1 » ، هواداران خود از قبايل تميم ، حنظله ، سعد و عامر را گرد آورد و برايشان خطابهاى ايراد كرد و گفت : اى بنى تميم ! موقعيت و جايگاه خاندان مرا ميان خود چگونه مىپنداريد ؟ . گفتند : بسيار برجسته . به خدا سوگند ! شما ستون فقرات هستى ما و برترين افتخارمان به شمار مىآيى ، به اوج سربلندى رسيده و از ديگران گوى سبقت ربودهاى . مسعود گفت : هدف من از گردآورى شما اين است كه براى انجام كارى با شما مشورت كنم و از شما يارى بجويم .

هامش
( 1 ) . در نسخهء اصلى چنين است ولى صحيح « ابن مسعود » مىباشد .
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 257 | عباس جلالى / شيخ محمد بن طاهر السماوي