يعنى : هر چند اسبم را پى كنيد ولى من فرزند حرّ و شجاعتر از شير بيشهام . راوى مىگويد : هرگز كسى را به جنگاورى و چالاكى او نديده بودم « 1 » . ابو مخنف گفته است : زمانى كه حبيب به شهادت رسيد ، حرّ پياده نبرد مىكرد و اين رجز را زمزمه مىنمود :
يعنى : اين منم حرّ ؛ پناهگاه ميهمانم ، با شمشير بر گردنهايتان ضربه خواهم زد ، در راه بهترين كسى كه در سرزمين خيف فرود آمده است . سپس به اتفاق زهير ، كارزار سختى را آغاز كردند ، هرگاه يكى از آن دو يورش مىبرد و در محاصره قرار مىگرفت ، ديگرى حمله مىكرد و او را نجات مىداد ، ساعتى چنين پيكار نمودند و سرانجام گروهى بر حرّ حملهور شده و او را به شهادت رساندند « 3 » . زمانى كه حرّ از اسب به زمين افتاد ، حسين عليه السّلام بر بالين وى حاضر شد و فرمود : « أنت كما سمّتك أمك الحرّ ، حرّ فى الدنيا و سعيد فى الآخرة » .