سلمان نيز از پسر عموى خود پيروى كرد . صاحب حدائق مىگويد : سلمان در جمع عدهاى بعد از نماز ظهر و شايد قبل از زهير به درجهء رفيع شهادت نايل گشت « 1 » .
سويد بن عمرو بن ابو المطاع انمارى خثعمى
« 2 » به گفتهء طبرى و داوودى : سويد پير مردى وارسته و نيايشگر و بسيار نمازگزار ، دلير و در جنگها شخصى كارآزموده بود . به روايت ابو مخنف : ضحاك بن عبد اللّه مشرقى ، حضور امام حسين عليه السّلام شرفياب شد و به او سلام كرد ، حضرت وى را به يارى طلبيد ، در پاسخ امام عرض كرد : من تا زمانى كه شما از يار و ياورى برخوردار باشى ، تو را كمك خواهم كرد . امام عليه السّلام شرط او را پذيرفت تا اين كه عمر سعد به تيراندازان فرمان داد ياران امام حسين عليه السّلام را آماج تير سازند و اسبهاى آنان را پى كنند ، ضحاك اسب خويش را در خيمهاى مخفى كرد ، سپس به اطراف نگريست ، ديد جز سويد و بشر بن عمرو حضرمى كسى با حسين باقى نمانده است . از امام عليه السّلام رخصت رفتن خواست ، حضرت به دو فرمود : « كيف لك بالنجاة ؛ چگونه مىتوانى از دست دشمن نجات يا بى ؟ » . عرض كرد : اسبم را در خيمهاى مخفى كردهام و آسيبى به آن نرسيده بر آن سوار مىشوم و نجات مىيابم . حضرت فرمود : خود دانى . به گفتهء راوى « 3 » ، وى سوار بر مركب شد و پس از درنگى كوتاه ، توانست خود را نجات دهد .