تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

سلمان نيز از پسر عموى خود پيروى كرد . صاحب حدائق مىگويد : سلمان در جمع عدهاى بعد از نماز ظهر و شايد قبل از زهير به درجهء رفيع شهادت نايل گشت « 1 » .

سويد بن عمرو بن ابو المطاع انمارى خثعمى

« 2 » به گفتهء طبرى و داوودى : سويد پير مردى وارسته و نيايشگر و بسيار نمازگزار ، دلير و در جنگها شخصى كارآزموده بود . به روايت ابو مخنف : ضحاك بن عبد اللّه مشرقى ، حضور امام حسين عليه السّلام شرفياب شد و به او سلام كرد ، حضرت وى را به يارى طلبيد ، در پاسخ امام عرض كرد : من تا زمانى كه شما از يار و ياورى برخوردار باشى ، تو را كمك خواهم كرد . امام عليه السّلام شرط او را پذيرفت تا اين كه عمر سعد به تيراندازان فرمان داد ياران امام حسين عليه السّلام را آماج تير سازند و اسبهاى آنان را پى كنند ، ضحاك اسب خويش را در خيمهاى مخفى كرد ، سپس به اطراف نگريست ، ديد جز سويد و بشر بن عمرو حضرمى كسى با حسين باقى نمانده است . از امام عليه السّلام رخصت رفتن خواست ، حضرت به دو فرمود : « كيف لك بالنجاة ؛ چگونه مىتوانى از دست دشمن نجات يا بى ؟ » . عرض كرد : اسبم را در خيمهاى مخفى كردهام و آسيبى به آن نرسيده بر آن سوار مىشوم و نجات مىيابم . حضرت فرمود : خود دانى . به گفتهء راوى « 3 » ، وى سوار بر مركب شد و پس از درنگى كوتاه ، توانست خود را نجات دهد .

هامش
( 1 ) . حدائق الورديه : 122 .
( 2 ) . شيخ طوسى در رجال : 101 ، شمارهء 987 وى را از ياران امام حسين عليه السّلام به شمار آورده است .
( 3 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 330 .