10 - همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « ان اللّه لا يقع عليه الحدوث و لا يحول من حال الى حال ؛ « 1 » بر خداوند رويداد واقع نمىشود و از حالى به حال ديگر تغيير نمىيابد » .
11 - نيز روايتى را از ابو ابراهيم عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : « و امّا قول من الواصفين من أنّه ينزل تبارك و تعالى ، فانّما يقول ذلك من ينسبه الى نقص او زيادة ، فاحذروا فى صفاته من أن تقفوا له على حدّ تحدّونه به من نقص او زيادة او تحريك او تحرّك او زوال او استنزال او نهوض او قعود فانّ اللّه جلّ و عزّ عن صفة الواصفين ؛ « 2 » سخن وصفكنندگانى كه مىگويند : خداى تبارك و تعالى فرود مىآيد ، مقرون به صحت نيست ، اين سخن را كسى مىگويد كه خدا را به كاهش و فزونى ، نسبت دهد . بپرهيزيد از اينكه راجع به صفات خدا در حدّ معيّنى بايستيد و او را به كاهش يا فزونى يا تحريك يا تحرّك يا انتقال و جابجايى يا فرود آمدن يا برخاستن يا نشستن ، محدود كنيد . خدا از توصيف و ستايش ستايندگان ، برتر است » .
12 - همچنين از امام رضا عليه السّلام روايت كرده كه در احتجاج خود بر ابو قرّه ، فرمود : « يا أبا قرّة ! كيف تجترى أن تصف ربكّ بالتغيير من حال الى حال و انّه يجرى عليه ما يجرى على المخلوقين ، سبحانه و تعالى لم يزل مع الزائلين و لم يتغّير مع المتغيّرين و لم يتبدّل مع المتبدّلين ؛ « 3 » اى ابو قرّه ! چگونه به خود جرأت مىدهى پروردگارت را به تغيير از حالى به حال ديگر ، توصيف كنى و بگويى كه آنچه بر آفريدگانش جارى است بر او جارى گردد ، خداى تعالى منزّه است و هيچگاه با زايلشدنىها زايل نشده و از بين نرفته و با تغييركنندگان دستخوش تغيير نشده و با تبديلشدگان ، تغيير و تبديل نيافته است » .
فصل چهارم : روايات اهل بيت
در اين فصل به بيان برخى از روايات اهل بيت عصمت و طهارت كه در آنها بر اعتقاد به حلول و اتّحاد ، خط بطلان كشيده شده ، خواهيم پرداخت و به رواياتى كه مىتوان در جهت بطلان و فساد اين اعتقاد ، بدانها استدلال نمود ، اشارهاى گذرا داشته و در اين خصوص دوازده روايت را يادآور مىشويم :
هامش
( 1 ) . كافى ج 1 ، ص 116 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ص 132 .