9 - اين دسته از آيات ، سخن كسانى را كه براى خدا شريك قائل شده و يا مدّعى معبودى غير از او بودهاند ، مردود مىداند مانند آيهء شريفهء
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ ؛
« 1 » آيا معبود ديگرى با خداست ؟ و ( هل خالق غير الله ؛ ) « 2 » آيا آفريدگارى غير از خدا وجود دارد و
أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ،
« 3 » آيا شما آن را آفريدهايد يا ما آفريدگار هستيم ؟ و ديگر آياتى كه استناد به آنها براى اهل دقت روشن است .
10 - آيات شريفهاى كه بر نكوهش مردم دلالت دارد و به آنان نسبت نقص و ضعف مىدهد نظير آيهء شريفهء :
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً ؛
« 4 » انسان ، ضعيف آفريده شده و
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ؛
« 5 » به راستى انسانها همه در زيانند و ديگر آياتى كه تقريب آنها گذشت .
11 - آياتى كه بر عموم قدرت و علم الهى دلالت دارد مانند آيهء شريفه :
أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛
« 6 » به راستى خداوند بر هرچيزى قادر و تواناست و
إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ؛
« 7 » به راستى خداوند بر هرچيزى آگاه است و
أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ؛
« 8 » به راستى خداوند بر همهء غيبها آگاهى دارد و آياتى از اين دست . بنابراين ، در صورت قائل بودن به حلول و اتحاد ، يا خداوند ( نعوذ بالله ) جاهل و ناتوان مىشود و يا عارف در عموم قدرت و علم و دانش الهى ، با خدا مساوى تلقّى مىگردد و هردو باطلاند ، بدينسان اعتقاد به حلول و اتّحاد نيز محكوم به بطلان است .
12 - آياتى كه مرگ و خواب را براى خداوند محال مىداند نظير آيهء شريفهء :
الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ؛
« 9 » خداى زندهاى كه هيچگاه نمىميرد و نيز
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ ؛
« 10 » هيچگاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمىگيرد و آياتى از اين قبيل ، در صورتى كه مرگ و خواب براى عارفان حتمى و درمورد خداوند ، قطعا محال است .
هامش
( 1 ) . نمل ، آيهء 60 .
( 2 ) . فاطر ، آيهء 3 .
( 3 ) . واقعه ، آيهء 59 .
( 4 ) . نساء ، آيهء 28 .
( 5 ) . عصر ، آيهء 2 .
( 6 ) . بقره ، آيهء 106 .
( 7 ) . عنكبوت ، آيهء 62 .
( 8 ) . توبه ، آيهء 78 .
( 9 ) . فرقان ، آيهء 58 .
( 10 ) . بقره ، آيهء 256 .