مىدادند تا تصور كنند اين قبيل امور از برترين علل و اسباب سعادت آدمى است . در همين اثنا بدعتهايى نظير حلول و اتّحاد و ديگر مواردى كه آنان را از دين استوارشان بيرون كند و از راه راست منحرف سازد ، برايشان زيبا جلوه مىدادند بهگونهاى كه موجب شد شيعيان به دو دسته تقسيم شوند و هريك ديگرى را گمراه بشمرند در صورتى كه پيروان هردسته با سران هردو گروه معاشرت دارند و سخن هريك از آنان را مىپذيرند و دستهء ديگر را بهطور كلى از دين خارج مىدانند . از شرّ چنين مصيبتى به خدا پناه مىبريم !
10 - فاضل كامل و دانشمند عامل استاد بزرگمان ملا احمد اردبيلى ( مقدّس اردبيلى ) در كتاب « حديقة الشيعه » « 1 » آورده است كه : شيخ مفيد ( اعلى اللّه مقامه ) محمد بن محمد بن نعمان ، از محمد بن حسين بن ابو الخطاب حديثى طولانى از امام هادى عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « الصوفية كلّهم مخالفونا و طريقتهم مغايرة لطريقتنا و إن هم إلّا نصارى او مجوس هذه الامّة ؛ صوفيان ، همه مخالف ما و راه و رسم آنان متفاوت با شيوهء ماست . اينان ، نصارا و يا مجوسيان اين امت بهشمار مىآيند » .
به اعتقاد من ، از اين روايت به روشنى پيداست كه پيروى از صوفيّه و انتساب به طريقت و مسلك آنان ، به هيچوجه جايز نيست .
11 - روايتى را مقدّس اردبيلى در كتاب ياد شده « 2 » به إسناد خود از امام رضا عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : « لا يقول بالتصوّف احد الّا لخدعة او ضلالة او حماقة « 3 » و امّا من سمّى نفسه صوفيا للتقيّة « 4 » فلا إثم عليه ؛ هركس قائل به تصوّف باشد يا براى فريبكارى و يا در جهت به گمراهى كشاندن ديگران و يا حماقت است ، ولى كسى كه به جهت تقيّه خود را صوفى بنامد ، گناهى مرتكب نشده است » .
همين روايت را به إسناد « 5 » ديگرى آورده و در آن افزوده است : « و علامته يكتفى بمجرّد التسمية و لا يقول بشيئى من عقائدهم الباطلة ؛ نشان و علامت كسى كه به جهت تقيّه خود را صوفى مىنامد اين است كه به صرف نامگذارى اكتفا كند و قائل به هيچيك از اعتقادات
هامش
( 1 ) . ص 250 ، چاپ سال 1265 ه
( 2 ) . همان 251 .
( 3 ) . در بعضى نسخهها : لخدعته او ضلالته او حماقته آمده است .
( 4 ) . در برخى نسخهها : لتقّية وارد شده است .
( 5 ) . ص 251 .