زيبا بود به خانه ام سلمه آمد ، ام سلمه به وى نگريست و از او پرسيد : چرا از بوى خوش و آراستن و خضاب نمودن خود و ديگر امور ، استفاده نمىكنى ؟
در پاسخ گفت : براى اينكه عثمان بن مظعون از فلان مدت به من نزديك نشده .
ام سلمه پرسيد چرا ؟
وى گفت : او زن را بر خود تحريم كرده و گوشهنشينى و انزوا اختيار نموده است . ام سلمه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در جريان امر قرار داد . حضرت نزد يارانش رفت و فرمود :
آيا واقعا شما از زنان دورى مىكنيد ؟ من با همسرانم آميزش مىكنم و روزانه غذا مىخورم و شبها مىخوابم . بنابراين ، اگر كسى از سنّت و شيوهء من سرپيچى كند ، از من نيست و خداوند اين آيات شريفه را نازل فرمود : « اى اهل ايمان ! روزىهاى پاكيزهاى را كه خدا برايتان حلال كرده بر خود تحريم نكنيد و از حدّ و مرز خويش تجاوز ننماييد كه خداوند تجاوزكاران را دوست نمىدارد » « از روزىهاى حلال و پاكيزهاى كه خداوند برايتان آفريده بخوريد و از خدايى كه به دو ايمان داريد پروا پيشه كنيد » .
عرضه داشتند : اى رسول خدا ! ما بر انجام اين كارها سوگند ياد كردهايم . در پى آن خداى عز و جّل اين آيهء شريفه را نازل فرمود : « خداوند شما را به جهت سوگندهايى كه بدون توجه ياد مىكنيد مؤاخذه نخواهد كرد » تا آنجا كه مىفرمايد : « و آن . . . كفارّهء سوگندهاى شماست هرگاه سوگند خورديد و سوگندهايتان را حفظ كنيد » .
12 - بر اينگونه رياضت مفاسد زيادى مترتّب است و مشخص است عملى كه يك مفسده بر آن مترتب باشد ، بايد ترك شود تا چه رسد به عملى كه مفاسد فراوانى بر آن مترتّب است كه تنها به دوازده مورد از آن بسنده مىكنيم :
1 - يكى از آن مفاسد اعتقاد به مشروعيّت ، بلكه به رجحان موضوعى است كه داراى مشروعيّت نيست و آن را عبادت مىدانند ، در صورتى كه در روايات وارده از ائمه عليهم السّلام نازلترين مراتب شرك اين است كه سنگريزه را هسته بخوانى و هسته را سنگريزه و آن گاه آن را باور داشته باشى ، اين حديث را كلينى و ديگران روايت كردهاند . « 1 »
2 - يكى ديگر از آن مفاسد ، آسيب رساندن به بدن و نفس است در صورتى كه اين كار از واجبات دين بهشمار رود يا از رجحان برخوردار باشد با اينكه وجوب حفظ بدن در
هامش
( 1 ) . بحار ج 2 ، ص 115 .