دست ديگر را به تكدى دراز مىكنند . انصافا هيچ منظرهاى از اين تنفرانگيزتر و جانسوزتر در دنيا وجود ندارد .
16 اكتبر - 21 صفر
قزوين در 24 فرسنگى يعنى 140 كيلومترى طهران قرار دارد ، اين فاصله را با كالسكه مىتوان در چهارده ساعت طى كرد به شرط آن كه در پنج منزل اسبها را عوض كنند ولى ما منزلبهمنزل سفر مىكرديم . همين كه از دروازهء كاشىكارى شدهء طهران كه در روى آن رستم را در حال بر زمين ديو سفيد نقش كردهاند خارج شديم در راه مستقيم خوبى كه در ميان دشتى غير مزروع ترتيب دادهاند افتاديم .
براى آن كه كسى ملتفت ساختمان سرسرى اين راه شود هيچ لازم نيست كه مهندس باشد زيرا كه يك عدهء عمله فقط خاروخاشاك زمين را برچيده و در دو طرف آن دو گودال نسبة عميق كنده و مقدارى خاك و شن در چالهها ريخته و آن را به اين ترتيب تسطيح نمودهاند . عرض اين جاده قريب سه برابر از راههاى ما معروف به راههاى ملى بيشتر است ولى بايد گفت كه اين اندازهء عرض چندان لازم هم نبوده .
اين راه چون تازه ساخته شده بسيار خوشمنظره و هموار است و كالسكهها بدون تكان از آن مىگذرند ليكن شك مىرود كه بتواند حتى با عوارض يك زمستان مقاومت كند و همچنان سالم بماند .
شاه به اين راه مىنازيد و مىگفت كه يك مليون خرج آن شده و نمىدانست كه اگر بخواهند آن را چنان كه بايد بسازند صد مليون هم بيشتر خرج برمىدارد .
اردوى ما را در طرف جاده در بيابان نزديك كمندر زده بودند ، من در نزديك چادر خود قطعاتى از صخرههاى كوه كه آب آورده بود و به نظر عجيب مىرسيد ديدم ، خوب كه دقت كردم در ميان آنها سنگهايى سخت به الوان مختلفه ديدم از جمله چند قطعه يشب و دو قطعه عقيق شيرفام كه بعضى اشعهء آبى از آن برمىخاست و آن را به چشم گربه شبيه مىكرد يافتم .
به من گفتند كه از اين احجار در ايران زياد به دست مىآيد . آن وقت ملتفت شدم كه ما در مملكت فيروزه و در سرزمين عجايبى هستيم كه شايد در روى كرهء زمين بر اثر