تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
فرسفج اين بدبختى را دارد كه كاروان‌هاى حامل جنازه به طرف كربلا از آنجا مىگذرند اما مردم آن چون از اين راه مداخلى دارند از اين بابت خشنود نيز هستند .

18 ژوئيه - 23 ذى الحجه

چون اين بار جهت مشرق را اختيار كرديم بعد از چندى به قريهء « توى » كه در دامنهء الوند واقع است رسيديم ولى براى آن‌كه بتوانيم اردوى خود را بزنيم قريب به نيم فرسخ دور تر رفتيم و در سرزمينى كه 2000 متر ارتفاع داشت و نقطه‌اى بود باصفا و پر از درختان سبز و خرم و چشمه‌سارهايى دلگشا كه با آهنگ دلربايى از كوه‌ها سرازير مىشدند چادر زديم . گذشته از اين هوا در روز ملايم و در شب خنك بود و چنين به نظر مىرسيد كه اين محل گوشه‌اى از بهشت موعود مسلمانان است ولى چه فايده‌اى كه از نعمت حورى محروم بوديم . اگر هم اينجا از بهشت جزيى محسوب نشود نبايد هم زياد از آن دور باشد . مگر نه اين است كه چشمه‌سارهاى الوند به جاى آن‌كه از پاى كوه جارى شوند از قلهء آن يعنى از بهشت آسمانى سرازير مىشوند ؟ همين كيفيت همين كه به دست طبع شاعرانه و قدرت تخيل مشرق زمينى بيفتد مطلب را تمام مىكند . توى مقر اقامت يك عده از شاهزادگان قاجاريه يعنى نوادگان فتحعلى شاه است كه كثرت اولاد او حاجت به ذكر ندارد . اجداد اين شاهزادگان را محمد شاه براى اين كه مزاحم و معارض او نباشند در به دو جلوس به اين ناحيه تبعيد كرده و ايشان هم توى را اقامتگاه دائمى خود قرار داده‌اند . عدد ايشان حاليه از هزار نفر متجاوز است . در چند كيلومترى اردو محل شهر روذراور قرار دارد كه سابقا مركز مهم تجارت زعفران بوده كه در اين نواحى كاشته مىشده ولى امروز اثرى از آن باقى نيست . هر چه از اين و آن علت ترك اين زراعت و پراكنده شدن جمعيت كثير اين شهر را پرسيدم هيچ كس جوابى معقول نداد . به جاى آن شهر آباد حاليه در اين محل جز يك مشت خرابهء بىنام و نشان چيزى ديگر نمانده مگر بنايى كثير الاضلاع آجرى كه قبر حبقوق يكى از دوازه پيغمبر درجهء دوم بنى اسراييل در آنجاست . بدنهء اين بنا تا بام به شكلى عجيب است و