10 ژانويه - 9 جمادى الثانى
چون هنوز سرها از شور نيفتاده وزارت جنگ دست به احتياطات تازهاى زده از آن جمله به بهانهء امكان حمله به عمارات سلطنتى يك عده از درهاى خصوصى ارگ را گرفته و از جمله اين بار در خانهء مرا هم مسدود كردهاند و من مجبور شدهام كه براى بيرون رفتن از حياط اصطبل آبدارخانهء شاهى راهى دراز بپيمايم تا به خيابان جبهخانه برسم .
كسانى كه بيش از همه از اين پيشآمد ناراضيند قراولانى هستند كه از به دو ورود من به اين منزل دم در من قراول مىدادند ، چون ديگر درى نيست كه به حفظ آن مشغول باشند ناچار ايشان را به سربازخانه پس فرستاده و آنها هم با اينكه راضى نبودهاند مثل هر مسلمان متدينى حكم قضاوقدر را گردن نهاده و با تسليم و رضا راه سربازخانه را پيش گرفتهاند . من هر وقت ايشان را مىديدم كه نزديك اصطبل در طرف چپ در ورودى به غذا پختن مشغول بودند لذت مىبردم و يقين داشتم كه تا رسيدن موقع مرخصى از خدمت زندگانى از اين راحتتر براى خود تصور نمىكردند .
15 ژانويه - 14 جمادى الثانى
امروز به دوشانتپه به حضور شاه كه صبح به آنجا رفته بود شرفياب شديم . اين تصميم را شاه پس از برخاستن از خواب گرفته و كمى بعد با يك عده پيشخدمت به آنجا عازم شده بود . عملهء آشپزخانه و آبدارخانه زودتر به آنجا رفته بودند .
نوكرهاى من دست به كار تهيهء اسباب سفر بودند كه اعتماد السلطنه رسيد و مرا در كالسكهء خود نشاند و با هم راه افتاديم . در بين راه يعنى در ميدان نگارستان به مشير الدوله برخورديم كه تازه از كار فرستادن جنازهء برادر خود به كربلا فارغ شده بود . « 1 » مشير الدوله مىگفت كه به ديوارهاى اعلاناتى چسبانده و عزل امين السلطان را خواستار شده و برادر او امين الملك را متهم كردهاند به اين كه حقوق نوكران دولت را مىخورد و از آن راه تمولى سرشار به دست آورده . در مشهد علما نه تنها حكم حرمت استعمال
هامش
( 1 ) - مقصود حاجى ميرزا عبد اللّه خان علاء الملك برادر ديگر يحيى خان مشير الدوله و حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار است كه در تاريخ 1309 قمرى در طهران فوت كرده و يحيى خان جنازهء او را به كربلا فرستاد . ( مترجم )