اين جاده معمولا پر از گرد و خاك است ولى براى عبور شاه قبلا آن را آبپاشى كرده بودند ، درختانى نيز در دو طرف جاده است كه بر آن سايه مىافكنند و در ميان آنها در هر طرف بوتههايى از گل سرخ ديده مىشود كه مثل آبى كه در جوى روان باشد به پيكر درختها پيچيده و در طلب هوا و آفتاب تا نوك آنها بالا رفته و منظره بسيار مفرحى ترتيب دادهاند .
چادر و دستگاه به لطف شاه تهيه شده به اين معنى كه اعلى حضرت به جاى آنكه حسب المعمول يكى از چادرهاى سلطنتى را در اختيار من بگذارد سه ماه قبل از جيب خود صد تومان به من داد تا هر قسم اسبابى را كه مىخواهم براى اين سفر به ميل خود قبلا تهيه كنم ، من هم چهار چادر خريدم يكى چادر بزرگ يكى چادر نوكرى ؛ يكى براى آشپزخانه و يكى هم به شكل چهارچوب براى اسباب و لوازم سفر .
چادر بزرگ كه مربع شكل و دو چادرى است كه ررروى هم مىزنند حكم منزل مرا دارد و چادر اولى داخل و خارج آن سفيد و به وسعت 6 متر مربع است و چادر دومى كه وسعتش 4 متر مربع بيش نيست از خارج آبى تيرهرنگ است و از داخل آن را با قلمكارهايى پوشاندهاند كه روى آنها مجالس شكار تصوير شده مثل شيرها و گوزنهايى كه از دست شكارچى تا مىتوانند مىگريزند و طاووسى كه دم زيباى خود را گسترده و مرغان گوناگونى كه بر شاخسارها و گلها مشغول پروازند .
اگر اين چادر را درست باز كنم فضاى قابلى را مىگيرد و خالى از اهميت نمىشود به خصوص كه به اصطلاح فراشها چادرى بيست طنابه يا بيست ميخه است .
اما با تمام اين وسعت و دو طبقه بودن و چهارپوش ضخيم پارچهاى و راهرو يك مترى كه بين دو چادر قرار داشت باز اين منزل غير از چادر چيزى ديگر نبود و اگر من مىخواستم با وجود نقشهاى زيباى قلمكارهاى آن چادر بودن آن را فراموش كنم آفتابى كه تيغوار بر سقف آن مىتابيد بىاختيار اين نكته را به ياد من مىآورد .
با اين كه ساعت چهار بعد از ظهر است ميزان الحراره در خارج از چادر در سايه 31 درجه را نشان مىدهد و در چادر با اين كه يك طرف آن باز است ميزان حرارت 35 درجه است به حدى كه من در موقع نوشتن هنوز يك كلمه را تمام نكرده مركب قلم خشك مىشود و اين شايد مقدارى هم از خشكى خود كلمات باشد . نمىدانم وسط
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١٦٠