تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
من فراهم ساخت . براى شاه و همراهان او شكار درنده‌ترين حيوانات امرى عادى است چه ايشان پلنگ را مثلا همانطور كه ما خرگوش را شكار مىكنيم شكار مىكنند . براى من نقل كردند كه وقتى پلنگى كه تحت تعقيب بود به غارى پناه برد و چون بيرون آمدن او طول كشيد يكى از قراولان داخل غار شد و پلنگ از وحشت خود را از غار بيرون انداخت و شاه او را كشت ، اگر چه قراول بيچاره با جان خود بازى كرده بود . بالاخره پس از اين شكار مظفرانه در حالى كه نعش دو پلنگ را با خود مىكشيديم و اسب‌هاى گرسنه و خسته را خرامان‌خرامان مىآورديم غروب آفتاب به منزل برگشتيم و اسب‌ها از اين كه از اين سفر پرخوف و خطر راحت شده بودند راضى به نظر مىرسيدند . بعد از اين روز آفتابى دو روز باران سيل مانندى درگرفت و برف‌ها را آب و جاده‌ها را گل كرد به همين جهت حركت امكان نداشت و نمىشد پا از خانه بيرون گذاشت اما از بدبختى منازل ما خوب نبود و بام آنها كه هفت هشت ماه بر اثر آفتاب سوزان شكاف برداشته بود در زير اين باران مىچكيد و ما را خيس مىكرد . روز بيستم كه ديگر قابل ماندن نبود جاجرود را ترك گفتيم و به طهران برگشتيم .

27 ژوئن 1890 - 9 ذى القعده 1307

چنان‌كه پيش هم اشاره كرديم معطلى شاه براى بيرون رفتن از طهران انتظار رسيدن امينه اقدس بود به همين جهت امسال حركت از طهران به تعويق افتاد و امروز كه چند روز از تابستان گذشته تازه ما صبح از طهران كه در گرما و گرد و خاك غرقه است حركت كرديم و به صاحبقرانيه رسيديم . شاه و قسمتى از اهل اندرون در عمارت منزل دارند و بقيهء همراهان در زير چادرند . راه صاحبقرانيه از دروازهء شميران است و عشرت‌آباد و قصر قاجار و ضرابخانه و باروتخانه و باغ بزرگ سلطنت‌آباد همه در طرف راست جاده‌اند . نزديك به سه ساعت طول كشيد تا ما به اين باغ رسيديم و طى اين فاصله در اين مدت كم آن هم در گرماى تابستان كم‌كارى نبود .