فصل چهارم قصور ييلاقى و شكارگاههاى شاهانه - البرز و مازندران
شاه هر سال از اواسط بهار تا اواسط پاييز به قصد گردش از طهران بيرون مىرود و ايام گرما را در قصرهاى ييلاقى يا در گردش مىگذراند و به هر كجا كه ميلش مىكشد گاهى به اينطرف گاهى به آنطرف اردو را با خود مىكشاند ولى غالبا در اواخر خرداد كه گرما شروع به شدت مىكند از طهران به طرف دامنههاى البرز حركت مىكند .
بايد گفت كه ناصر الدين شاه طبيعت ايلياتى را از دست نداده و صحراگرد حقيقى است چه غير از سفر ييلاقى تابستان در پاييز حتى زمستان هم گاهى هشت روز هشت روز ايام را به شكار در دوشانتپه و سواحل جاجرود مىگذراند و اگر اين هم نباشد غالب اوقات را با چند پيشخدمت به شاهزاده عبد العظيم يا به قصرهاى نزديك پايتخت مىرود چنانكه از هفتم ربيع الثانى 1307 تا دوازدهم در دوشانتپه و از سيزدهم تا بيست و پنجم در جاجرود كه اولى در دو فرسخى و دومى در پنج فرسخى مشرق پايتخت واقعند به شكار مشغول بوديم .
با وجود اينكه مدتى زياد از طهران دور نشده بوديم ناصر الدين شاه قريب به پانصد زن را همراه خود داشت و منظرهء سان ايشان كه در سى كالسكه و هفده تخت روان حركت مىكردند خالى از غرابت نبود .
در اين كالسكههاى عهد عتيق غالبا چهار زن مىنشينند ولى تخت روان گنجايش دو نفر را به حال چهار زانو دارد و اگر پست و بلندىهاى راه و لغزيدن پاى قاطرها نباشد يك نفر به راحت مىتواند در آنها بخوابد .
تخت روان بستر سرپوشيدهاى است از چوب كه يك در بيشتر ندارد و چهار طرف آن