تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مىداند به من اجازه داده است كه هروقت كه مىخواهم در شكارگاه‌هاى سلطنطى به شكار بروم حتى يكى از كالسكه‌هاى سلطنتى را هم به اختيار من گذاشته است تا بتوانم به راحت و بىزحمت به آنجا بروم . تاكنون چندبار از اين اجازهء شاهانه استفاده كرده و به سلطنت‌آباد براى شكار مرغان ماهىخوارى كه زمستان‌ها به آنجا مىآيند رفته‌ام . امروز به دوشان‌تپه رفتم و پس از گذشتن از آن بلندى و باغ به طرف دست راست پيچيدم و در پاى تپه‌هاى جلوتر از كالسكه پايين آمدم . هنوز دست به كار نشده يك گله آهو ديدم ، اما همين كه يك گلوله به سمت آنها خالى كردم ملتفت شدم كه آهوها از تيررس تفنگ من بيرون‌تر جسته‌اند . در اين دشت‌هاى بىپايان كه جز خارشترىهاى يك قد چيزى ديگر ديده نمىشود تشخيص فاصله بسيار مشكل است . ده دقيقه گذشت تا من به محل اولى آهوها يعنى به كنار جويى كه از حوض‌هاى باغ دوشان‌تپه بيرون مىآيد و به مزارع اطراف مىرود رسيدم ، اگر چه آهويى نزدم ولى به شكار ده دوازده مرغ شكارى موفق آمدم و وقتم تلف نشد . خرگوش در ميان علف‌هاى اينجا زياد است ولى زدن آن آسان دست نمىدهد . روى تپه‌هاى اينجا كه آنها را به‌همين مناسبت زيادى خرگوش دوشان‌تپه خوانده‌اند سه خرگوش ديدم كه زير سنگى به اندازهء پنجاه سانتى متر مكعب قرار گرفته بودند . در اينجا دسته‌دسته كبك‌هاى سرخ‌فام مىبينيد كه چون كمتر كسى در اين قوروق‌گاه جسارت شكار آنها را دارد از انسان فرار نمىكنند و زير پاى شكارچى از اين طرف به آن طرف مىجهند . از خوشبختى به شكار يك تيهو نايل آمدم و من تاكنون اين مرغ را نديده بودم . تيهو كه ظاهرا از روى آوازش اين اسم را به او داده‌اند پرنده‌اى است قدرى از كبك خاكسترى كوچكتر و پرهاى دمش كه مثل پرهاى دم شترمرغ مجعد است به طرف بالاست . از قرارى كه مىگفتند پلنگ به طلب طعمه تا اين حدود مىآيد و بلد من لاشهء بزى را به من نشان داد كه به تازگى به چنگال يكى از پلنگان تيزدندانى كه در كوه‌هاى مجاور قرار دارند دريده شده بود . روز شكار من تمام شد و من با مقدار زيادى پرنده كه زده بودم به