داخل موهوب مىباشند ، وكدام يك داخل موهوب نيستند ؟
ج : اين مسأله را گر چه فقهاء در كتاب هبه متوجّه نشده اند ، و ليكن در مباحث بيع عنوان نموده اند ، ومأخذ حكم در هر دو يكى است ، وفقهاء نيز فرقى نگذاشته اند مگر در مسأله ء بيع نخل قبل از تأبير ثمره ، كه مشهور در آن فرق بيع است با ساير انتقالات .
وبالجمله ، مناط در دخول در مبيع وموهوب و غير اينها از وجوه انتقالات صدق لفظ است ، پس لفظى كه مذكور مىشود بر آن چه در عرف متعاقدين صادق است داخل در عقد خواهد بود ، و بر آن چه صادق نيست داخل نخواهد بود ، وشكَّى نيست كه هر گاه مذكور در هبه لفظ باغ وملك و درخت باشد ومطلقا ذكر زرع يا ميوه نشده باشد هيچ يك از اينها داخل موهوب نيستند و بر ملكيّت واهب باقى هستند ، زيرا كه هيچ يك از اينها داخل در مصداق اين الفاظ نيستند ، و اصل عدم انتقال آنهاست ، وخلافى هم نيست مگر در دو موضع :
يكى : زرعى كه زياده از يك دفعه چيده مىشود ، مثل شبدر ، ونعناع ، ويونجه ، و امثال آن ، و در اين موضع شيخ در مبسوط خلاف فرموده چين اوّل را مال واهب مىداند ، وچينهاى بعد از آن را مال متّهب .
دوّم : در ثمره ء درخت گل ، و پنبه كه در بعضى ولايات است ، و در اين موضع شيخ و قاضى ابن البرّاج مخالفت نموده اند و اينها را پيش از شكفتن مال متّهب مىدانند .
و اقوى واشهر وموافق اصول وقواعد در همه ء آنها آن است كه مال واهب است ومتّهب را در آن حقّى نيست .
و چون معلوم شد كه اينها مال واهب است ، آيا متّهب مىرسد كه واهب را يا وارث آن را در صورت وفات واهب امر كنند به چيدن آنها وتخليه ء زمين و درخت قبل از رسيدن اوان حصاد آنها يا نه ؟
و هر گاه باقى بماند تا وقت حصاد آيا متّهب را مطالبه ء اجرة المثل درخت يا زمين مىرسد يا نه ؟
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤٠٩