تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و بعضى ديگر كلام طويلى ذكر كرده و آن نيز ناتمام است . گفته است كه : فرق ميان موارد ممنوعه مثل طلاق زوجه كه بعد تزويج خواهد كرد ، يا عتق غلامى كه بعد خواهد خريد وموارد نقض بسيار است ، و محل نزاع جائى است كه موكَّل را به هيچ نحو تصرّف در موكَّل فيه جائز نباشد ، هم چنان كه در مثالهاى ممنوعه وموارد نقض از اين قبيل نيست ، وتوضيح آن است كه طهر [ غير ] مواقعه از شروط صحّت طلاق است نه از اسباب تمكَّن از تصرّف در امر زوجه ، و همچنين حصول ملك از شرائط صحّت عتق است نه از شرائط جواز شراء ، پس مراد اين است كه تو وكيلى در طلاق جامع الشرائط وعتق جامع الشرائط . وگاه است كه انجام اين امر موقوف به مقدمات چند باشد كه از جمله انتظار طهر غير مواقعه است و ابتداى امكان مقدمات صادق است كه ابتداى امكان فعل است ، وهكذا . انتهى . و بر او وارد مىآيد كه آن چه كه گفته است كه طهر [ غير ] مواقعه از شروط صحّت طلاق است نه از اسباب تمكَّن در تصرّف در امر زوجه . اولًا مىگوييم از امر زوجه چه اراده كرده اى ، يعنى در امرى كه غير از طلاق باشد مسلَّم است كه اسباب تمكَّن نيست ، و اگر امرى كه شامل طلاق نيز باشد مىگوييم كه : مسلَّم نداريم كه از اسباب تمكَّن در تصرّف در طلاق نيست ، بلكه از اسباب تمكَّن است . وثانياً مىگوييم كه : هر گاه كسى شخصى را وكيل كند در عتق غلامى معيّن كه در اجاره ء موكَّل باشد بعد از آن كه به توكيل آن را بخرد ، بعينه مىتوانيم بگوييم : خريدن موكَّل از شروط صحّت عتق است ، نه از اسباب تمكَّن در تصرّف در امر غلام ، و فرق ميان اين دو را نمىفهمم كه بايد طهر غير مواقعه از شروط صحّت طلاق باشد نه از اسباب تمكَّن در تصرّف در طلاق ، وشراء عبد اسباب تمكَّن باشد . و همچنين آن چه را كه گفته است كه حصول ملك از شرائط صحّت عتق است نه از شرايط جواز شراء . مىگوييم كه : كلام در صحّت عتق است ، ومفروض اين است كه هنوز ملك
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 351 | ملا أحمد النراقي