باشد اگر چه فلان قدر باشد ، يعنى قدرى كه مساوى شغل ذمگى اعيان باشد يا زيادتر ، باز صلح صحيح است و موجب برائت ذمّه وجواز تصرّف مىشود .
و ليكن در هر صورت شرط است در حصول برائت ذمّه وجواز تصرّف كه يقين به رضاى او باشد به صلح مذكور ، و گذشت او به طيب خاطر باشد ، و در صورت جهل يقين باشد كه اگر مىدانست كه اين قدر حقّ بر ذمّه مصالح له دارد وعين اعيان موجود است باز راضى به صلح مزبور مىبود ومصالحه مىكرد نه اين كه همچنين داند كه بيش از اين نيست و از بابت تعارف بگويد : حتى فلان مبلغ و فلان مبلغ ، هم چنان كه متعارف است كه مردى چيزى را مىفروشد به ده تومان ومىگويد كه : اگر صد تومان هم بيارزد از عين او گذشتم ، وحال اين كه اگر احتمال بدهد كه دوازده تومان مىارزد از دو تومان نمىگذرد چه جاى صد تومان ، بايد به اين وضع نباشد بلكه بداند كه اگر فى الواقع مىدانست كه اين قدر هست باز مىگذشت .
و در اين موضع بسيار امر مشتبه مىشود وقتى كه مصالح هزار تومان را به صد تومان مصالحه مىكند و از گرفتن مال المصالحه بسيار شاد وخرّم مىشود و اظهار خوشوقتى مىكند ، چنين تصوّر مىشود كه اين خشنودى از مصالحه است ، وحال اين كه نه چنين است ، بلكه اين شادى از براى مشخص كردن صد تومان است ، نه به جهت گذشتن به صد تومان . خلاصه اين كه بايد يقين حاصل شود كه رضامندى وخشنودى در مصالحه مجموع است .
پس اگر كسى هزار تومان از كسى خواهد و آن دهنده منكر باشد و صاحب حقّ از اثبات عاجز باشد ، به اين جهت به صد تومان [ مصالحه كند ] يا از اثبات عاجز نباشد و لكن نتواند از آن شخص بگيرد ، يعنى او ندهد ، و اگر هم بدهد تشويش داشته باشد از گرفتن ، يا اگر آن شخص هم بگويد : مىدهم وخاطر جمع باش ، باز او مطمئن نشود و به اين جهت صلح كند ، آن دهنده از زيادتر از آن چه داده بريء الذمّه نمىشود وتصرّف او در اعيان جائز نيست .
و در حديث صحيح منقول است از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣١٤