كتاب الحج
( 1 ) 325 ) س 1 : شخصى از اهل كاشان وصيت نموده كه حجه ء بلدى به جهت او استيجار شود مطلق وقيد شرطى نكرده ، ووصيّ معينى قرار داده ، و بعد از وفات او وصىّ شخصى را استيجار كرده كه حج به جا بياورد ، و در ضمن عقد اجاره شرط شد كه چنانچه عائقى از حج رو بدهد كه نتواند حج كند تا سه سال هر سالى كه ميسر شود حج به عمل آورده و ديگر اصلًا ملتفت به اين نشده كه هر گاه دير برسند حج افراد بكنند يا نه ، يا بعد از احرام به عمره ء تمتّع اگر وقت ضيق باشد عدول به إفراد بشود يا نه ، وچنان چه التفات مىشد موصى هر اذنى كه شرعاً جائز بود مىداد ، و اجير روانه ء مكه ، ونظر به ضيق وقت وعلم به عدم تمكَّن از حج تمتع احرام به حج افراد بسته و حج افراد به عمل آورده ومراجعت نموده ، آيا اين حج مجزى است و اجير مستحق گرفتن تنخواه است يا نه ، و اگر مجزى نباشد بخصوص قطع مسافتى كه كرده چه بايد كرد ؟ و شرط سه سال كه شده به اين وضع شده كه اجير گفته كه : اگر در اين سال ميسر نشود در مكه خواهم ماند تا حج به عمل بياورم ، و اجير هم حال مىگويد كه در خاطرم نيست كه در حين صيغه قيد حج تمتع شده ، امّا مظنون است . ج : در خصوص مطلق گفتن موصى ظاهر آن است كه وصيت كسانى كه در امثال