و فرمود : تا چند روز ديگر نابينا مىشوى و سوگند به دروغ ياد مىكنى و پيس خواهى شد .
راوى گويد : به خدا قسم آنچه حضرت فرمودند پس از چند روز ديده شد و همه واقع گرديد .
و بعد با بزرگ يهود و نصارا و ديگران به لغت خود آنها احتجاج نمودند و رسالت حضرت رسول را از كتابهاى خودشان ثابت فرمودند .
همه به راستى گفتار حضرت اقرار نموده ، عرض كردند : اگر رياست ما بر يهود و نصارا نبود ، به شما ايمان مىآورديم .
امام رضا عليه السلام به سؤالات همهء مردم پاسخ داده و حوائجشان را مرحمت نمودند و نماز ظهر را با جماعت خواندند و فرمودند :
من به مدينه برمىگردم و فردا نيز خواهم آمد ان شاء اللَّه تعالى .
روز بعد باز بوى بهشت همانند روز پيش فضا را تسخير كرد ، نسيم عطرآميز همه جا را فرا گرفت ، شبِ انتظار به پايان رسيد و بار ديگر سعادت به روى مردم بصره روى آورد و در حالى كه مردم بصره اجتماع كرده بودند ، دوباره ماه مجلس طلوع كرد و ديدگان را روشن نمود .
كنيزى از اهل روم را به حضورش آوردند . امام عليه السلام با زبان رومى با او تكلّم نموده ، فرمودند :
اى كنيز ، محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را بيشتر دوست دارى يا عيسى را ؟
- تا موقعى كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را نمىشناختم عيسى را بيشتر دوست داشتم ولى اكنون كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را شناختم او را بيشتر دوست دارم .
فرمود : حال كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را شناختى عيسى را دوست ندارى .
- چرا ، ليكن محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را بيشتر دوست دارم .
جاثليق به امر آن حضرت گفتگوى آنان را براى مردم ترجمه كرد و به امام رضا عليه السلام گفت : مردى نصرانى از اهل سند اهل بحث و كلام است . اگر اجازه
منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٦٨