من صلاح او را بيان كردم و به او وعده كردم كه وقت عصر به سوى او برگردم . هر كس هر چه مىخواهد از آثار و علامات امامت از من سؤال نمايد .
عمرو بن هذّاب حركت كرد و گفت : محمد بن فضل هاشمى از جانب شما چيزهايى نقل كرده كه دلهاى ما آن را قبول نمىكند .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : مگر او چه گفته ؟
عرض كرد : مىگويد شما تمام كتابهاى آسمانى و تمام لغات اهل دنيا را مىدانيد .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : راست گفته است . هر چه مىخواهيد سؤال كنيد .
عرض كرد : اشخاص متفرّقهاى را از روم و هند و فارس و ترك و غيره احضار كرديم تا شما را امتحان كنيم . اگر شما راست مىگوييد با يكيك اينها سخن گوييد .
امام با تمام آنها به زبان و لهجهء خودشان تكلّم نمودند و به سؤالهاى هر يك پاسخ دادند به گونهاى كه همه متحيّر شدند و اقرار كردند كه آن حضرت از همهء آنها فصيحتر صحبت مىكند .
در اينجا امام متوجّه عمرو بن هذّاب شده ، فرمودند : اگر به تو خبر دهم كه تا چند روز ديگر خون يكى از خويشان خود را خواهى ريخت تصديق مىكنى ؟
عرض كرد : خير ، تصديق نمىكنم ؛ زيرا غيب را غير از خداوند ديگرى نمىداند .
حضرت رضا عليه السلام فرمودند :
مگر نمىدانى كه خداوند فرموده است :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلايُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » « 1 » .
« همانا خداوند داناى غيب است و بر غيب خود كسى را آگاه نفرموده مگر آن كس را كه پسنديده است و آن پيامبر است » .
و ما هم وارث پيامبر هستيم . و لذا مىدانيم آنچه را كه شده است و آنچه را كه خواهد شد تا روز قيامت . تو مبتلا به ريختن خون يكى از ارحام تا پنج روز ديگر خواهى شد . و اگر نشدى بدان من امام نيستم .
هامش
( 1 ) . سورهء جنّ ، آيهء 26 ) .