اذا وُتِرُوا مَدُّوا الى واتِرِيْهِمُ * اكفَّاً عَنِ الْاوْتارِ مُنْقَبِضاتِ
هنگامى كه از سوى كينهتوزان به عترت ستم مىشود ، آنان دستهاى بسته را براى دريافت حق خود - دراز مىكنند ( دستهاى شان به حقّشان نمىرسد )
بعد از اينكه حضرت امام رضا عليه السلام اين بيت را شنيدند دو دست شريف خود را برگرداندند ، و با اندوه فرمودند :
به خدا قسم ؛ كه دستهاى ما بسته است . « 1 »
گريستن امام رضا عليه السلام براى امام زمان ارواحنا فداه
دعبل اشعار خود را دربارهء غصب خلافت ادامه داده و سپس به بيان ظهور امام عصر عجّل اللَّه تعالى فرجه مىپردازد .
هروى گويد : از دعبل خزاعى شنيدم كه فرمود : براى حضرت رضا عليه السلام قصيدهام را خواندم . . . و چون به اين شعر رسيدم :
خروج إمام لا محالة خارج * يقوم على اسم اللَّه والبركات
يميّز فينا كلّ حقّ و باطل * ويجزي على النّعماء والنقمات
خروج امامى كه حتماً و بدون ترديد خروج خواهد كرد ، و بر نام مبارك خدا و بركات الهى قيام مىكند .
هر حق و باطلى را در ميان ما جدا مىكند ، و مردمان را به پاداش عملشان يا نعمت مىدهد و يا كيفر مىكند
حضرت رضا عليه السلام به شدّت گريست ، سپس سر مبارك را بلند كرد و فرمود :
اى خزاعى ؛ اين دو بيت را روح القدس بر زبان تو جارى ساخت ، آيا مىدانى آن امام قيام كننده كيست ؟ و چه زمانى قيام خواهد كرد ؟
عرض كردم : نه مولاى من ؛ تنها شنيدهام كه امامى از شما خروج مىكند و او زمين را از هر گونه فساد و آلودگى پاك مىكند و پر از عدل و داد مىگرداند همانگونه كه پر از ستم شده باشد .
فرمود :
هامش
( 1 ) . دعبل شاعر امام رضا عليه السلام : 245 ) .