7 - زيارت وداع هفتم
در كتاب « المزار الكبير » روايت كرده است : هنگامى كه خواستى وداع كنى ، بگو :
سَلامٌ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ ، أَنْتَ لَنا
سلام بر تو اى مولاى من ، و رحمت خدا و بركات او بر تو باد ، تو براى ما
جُنَّةٌ مِنَ الْعَذابِ ، وَهذا أَوانُ انْصِرافي عَنْكَ ، غَيْرُ
سپرى از عذاب هستى ، و اكنون زمان بازگشت من فرارسيده ، در حالى كه
راغِبٍ عَنْكَ ، وَلا مُسْتَبْدِلٍ بِكَ ، وَلا مُؤْثِرٍ عَلَيْكَ ،
از شما روى برنگردانده ، و كسى را جايگزين شما نساخته ، و ديگرى را بر شما ترجيح ندادهام ،
وَلا زاهِدٍ في قُرْبِكَ ، وَقَدْ جُدْتُ بِنَفْسي لِلْحَدَثانِ ،
و در نزديكبودن با شما بىاعتنا نيستم ، و جان خود را در برابر حوادث روزگار قرار دادم ،
وَتَرَكْتُ الْأَهْلَ وَالْأَوْلادَ وَالْأَوْطانَ ، فَكُنْ لي شافِعاً
و اهل و عيال و اولاد و سرزمين خود را رها كردهام ، پس شفيع من باش
يَوْمَ حاجَتي وَفَقْري ، يَوْمَ لايُغْني عَنّي والِدي وَلا
روز نيازمندى و تهيدستىام ، روزى كه نه پدرم و نه
وَلَدي . أَسْأَلُ اللَّهَ الَّذي قَدَّرَ رَحيلي إِلَيْكَ أَنْ يُنَفِّسَ
فرزندم مرا بىنياز مىكند . از خداوندى كه كوچكردنم را به سوى شما مقدّر فرمود مىخواهم
بِكُمْ كُرْبَتي ، وَأَسْأَلَ اللَّهَ الَّذي قَدَّرَ عَلَيَّ فِراقَ مَكانِكَ
كه به وسيلهء شما اندوهم را بر طرف كند ، و از خداوندى كه دورى از مكان تو را بر من مقدّر فرمود مىخواهم
أَنْ لايَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ رُجُوعي إِلَيْكَ ،
كه اين زيارت را آخرين ديدار و آخرين رجوع من به سوى شما قرار ندهد ،
وَأَسْأَلَ اللَّهَ الَّذي أَبْكى عَلَيْكَ عَيْني أَنْ يَجْعَلَهُ لي
و از خداوندى كه چشم مرا بر شما گريان نمود مىخواهم كه آن را براى من
سَنَداً وَذُخْراً ، وَأَسْأَلُ اللَّهُ الَّذي أَراني مَكانَكَ ،
پشتوانه و ذخيره قرار دهد ، و از خداوندى كه مكان و جايگاه شما را به من نشان داد ،
وَهَداني