إِلى دارِ النُّبُوَّةِ
وَالرِّسالَةِ ،
عربهاى جاهل و باديهنشينان ، و باقىماندههاى احزاب به خانهء نبوّت و رسالت
وَمَهْبِطِ الْوَحْيِ وَالْمَلائِكَةِ ، وَمُسْتَقَرِّ سُلْطانِ الْوِلايَةِ ،
و محلّ فرود آمدن وحى و فرشتگان ، و پايگاه سلطان ولايت ،
وَمَعْدِنِ الْوَصِيَّةِ وَالْخِلافَةِ وَالْإِمامَةِ ، حَتَّى نَقَضُوا
و جايگاه وصايت و خلافت و امامت گرد آمدند و هجوم آوردند ، تا
عَهْدَ الْمُصْطَفى ، في أَخيهِ عَلَمِ الْهُدى ، وَالْمُبَيِّنِ
عهد پيامبر را در مورد برادرش كه پرچمدار هدايت و آشكار كنندهء
طَريقَ النَّجاةِ مِنْ طُرُقِ الرَّدى ، وَجَرَحُوا كَبِدَ خَيْرِ
راه نجات از راههاى هلاكت بود شكستند ، و جگر بهترين
الْوَرى ، في ظُلْمِ ابْنَتِهِ ، وَاضْطِهادِ حَبيبَتِهِ ، وَاهْتِضامِ
خلق خدا را جريحهدار ساختند در ستم كردن به دخترش ، و آزار حبيبهاش ، و پايمال نمودن
عَزيزَتِهِ ، بَضْعَةِ لَحْمِهِ وَفِلْذَةِ كَبِدِهِ ، وَخَذَلُوا بَعْلَها ،
عزيزش ، پارهاى از تن و قطعهاى از جگرش ، و همسرش را يارى نكردند و خوار نمودند ،
وَصَغَّرُوا قَدْرَهُ ، وَاسْتَحَلُّوا مَحارِمَهُ ، وَقَطَعُوا رَحِمَهُ ،
و قدر و ارزش او را پائين آوردند ، و حرامشدههاى او را حلال شمردند ، و قطعرحم كردند ،
وَأَنْكَرُوا اخُوَّتَهُ ، وَهَجَرُوا مَوَدَّتَهُ ، وَنَقَضُوا طاعَتَهُ ،
و برادرى او را با پيامبر نفى نمودند ، و مودّت و دوستى با او را ترك كردند ، و اطاعتش را كنار گذاشتند ،
وَجَحَدُوا وِلايَتَهُ ، وَأَطْمَعُوا الْعَبيدَ في خِلافَتِهِ ،
و ولايتش را انكار كردند ، و بردگان را در خلافت او به طمع انداختند ،
وَقادُوهُ إِلى بَيْعَتِهِمْ ، مُصْلِتَةً سُيُوفَها ، مُقْذِعَةً أَسِنَّتَها ،
و مردم را به بيعت با آنان كشاندند ، در حالى كه شمشيرها را از نيام كشيدند و دندانهاى پليد خود را تيز كردند ،
وَهُوَ ساخِطُ الْقَلْبِ ، هائِجُ الْغَضَبِ ، شَديدُ الصَّبْرِ ،
و او قلبش خشمگين و غضبش برانگيخته شده بود ، امّا بسيار شكيبائى مىكرد ،
كاظِمُ الْغَيْظِ ، يَدْعُونَهُ إِلى بَيْعَتِهِمُ الَّتي عَمَّ شُومُهَا
خشم خود را فرو مىنشاند ، او را به بيعت با آنان كه شوم و بديش اسلام فراگرفته بود فرا
الْإِسْلامَ ، وَزَرَعَتْ في قُلُوبِ أَهْلِهَا الْاثامَ ، وَعَقَّتْ
مىخواندند ، و بيعتى كه در دلهاى اهلش گناهان را بذرافشانى نمود ، و
سَلْمانَها ، وَطَرَدَتْ مِقْدادَها ، وَنَفَتْ جُنْدَبَها ، وَفَتَقَتْ
سلمان را رنج و آزار داد ، و مقداد را راند ، و ابوذر را تبعيد كرد ، و
بَطْنَ عَمَّارِها ،
منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٣٢٨