اين الملوك و أبناء الملوك و من
قاد الجيوش الا يا بئس ما عملوا
باتوا على قلل الاجبال تحرسهم
غلب الرّجال فلم يمنعهم القلل
فانزلوا بعد عزّ عن معاقلهم
و اسكنوا حفرة يا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما دفنوا
اين الاسرّة و التّيجان و الكلل
اين الوجوه الَّتى كانت منعّمة
من دونها تضرب الاستار و الحجل
فافصح القبر عنهم حين سائلهم
تلك الوجوه عليها الدّود تنتقل
قد طال ما اكلوا دهرا و ما شربوا
فأصبحوا بعد طيب الاكل قد اكلوا
سالت عيونهم فوق الخدود و لو
رئيتهم ما هناك العيش بأرجل
پس از آن اشعارى انشاء كرده كه مضمون آن به فارسي چنين است : كجايند شاهان و فرزندان آنها و كساني كه در پيش لشكرها به راه مىافتادند و سپاهيان دنبال آنها به حركت مىآمدند . آگاه باشيد كه چه بد عمل كردند . در قلَّه هاى كوهها به سر مىبردند و مردان شجاع در حفظ و حراست آنها مىكوشيدند . و قلَّه ها و آن جاهاى سخت حافظ آنها نشد . پس از آن كه در قصرهاى بلند و محكم ساكن بودند به زير كشيده شدند و در گودال گور ساكن شدند . و چه بد پايين آمدنى بود . در اين هنگام بعد از دفن شدن آنها ندايى بلند شد كه كجا رفت تختهاى زرّين ؟ كجا رفت تاجهاى سلطنتى و آن زينتها كه به خود آويزان مىكردند ؟ كجا رفت آن صورتهايى كه در ناز و نعمت پرورش پيدا كرده و در پشت پرده ها ، كه در حجله ها زده شده بودند . پس قبر با زبان فصيح از طرف آنها در وقتي كه از أو سؤال كردند گفت : آن صورتها اين است كه الآن كرمها بر روى آن در حركت مىباشند . چه روزگار بسيار طول