و ديگرى گفته است : أو مرگ است كه هيچ كس از أو نجات پيدا نخواهد كرد و آنچه را بعد از مرگ از آن مىترسم وحشتناكتر و سختتر است . و قال آخر :
إذا الرجال كثرت أولادها
و جعلت أوصى بها يعتادها
وقتي مردان فرزندان بسيار پيدا كردند و هنگام مرگ به آنها وصيت نمودند مرگ براي آنها امر عادى محسوب مىشود . و قال آخر :
و اضطربت من كبر اعضادها
فهي ذروع قد دنى حصارها
از پيرى بازوهاى آنها سست و مضطرب شده پس آنها كشت و زرعى هستند كه درو كردن آنها نزديك شده . و قال بعضهم : اجتزت بدار حيار كان معجبا بنفسه و ملكه فسمعت هاتفا ينشد و يقول :
و ما سالم عمّا قليل بسالم
و ان كثرت احراسه و مراكبه
و من يك ذا باب شديد و حاجب
فعمّا قليل يهجر الباب حاجبه
و يصبح في لحد من الأرض ضيّقا
يفارقه اجناده و مواكبه
و ما كان الَّا الموت حتّى تفرّقت
إلى غيره احراسه و كتائبه
و أصبح مسرورا به كلّ كاشح
و أسلمه أحبابه و حبائبه
بنفسك فاكسبها السعادة جاهدا
فكلّ امر دهن بما هو كاسبه
بعضي از عبّاد گويد : عبور كردم به خانه حيار - ظاهرا نام كسى است كه أو مغرور به خود و ملك و سلطنت خود بوده - پس شنيدم هاتفى كه اين شعرها را مىگفت كه مضمون آن اين است :