و در صورتى كه جمله اول يعنى ( احسبوا ان يتركوا ) نيز بمعنى ( ان يهملوا ) باشد زيرا اهمال بمعنى واگذاشتن است .
بدين ترتيب جمله دوم يعنى ( ان يقولوا ) در معنى جمله اول ( ان يتركوا ) بوده و بدل او مىباشد .
و اما صورت اول يعنى مفعول اول قرار گيرد ، آن نيز صحيح خواهد بود زيرا وقتى - لام - و يا آنكه - باء - جاره در اولش در آيد و تقديرش ( لان يقولوا ) و يا ( بان يقولوا ) شود ، جمله جار و مجرور متعلق به ( يتركوا ) شده و منصوب المحل خواهد بود .
و بنا بر اين گفتار زجاج در اين باره صحيح ، نهايت بر سبيل تساهل از مجرور به منصوب تعبير نموده است .
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
: در ( ما ) دو احتمال است .
الف : اسم مفرد منكر در محل نصب و تميز واقع شده و تقديرش ( ساء حكماً يحكمون ) است .
ب : اسم موصول و جمله يحكمون صلهء او باشد و در تقدير ( ساء الحكم حكمهم ) خواهد بود .
شأن نزول :
« ابن جريح » گويد : آيه مذكور در باره عمار بن ياسر كه در راه خدا زير شكنجه شديد واقع شده بود ، نازل گرديده .
( شعبى ) گويد : شأن نزول آيه در باره جمعى از مسلمانان است كه در مكه باقى مانده و به مدينه هجرت نكرده بودند ، پس مهاجرين از مدينه براى آنان نامه فرستادند و مضمونش آن بود كه از شرائط اسلامتان هجرت بمدينه مىباشد و بايد حتماً هجرت كنيد ، با رسيدن نامه آنان بسوى مدينه حركت كردند .
اما مشركين مكه آنها را تعقيب نموده و در بين راه بمقابله پرداختند بعضى را كشته و پارهاى را مجروح ساختند . در اينجا بود كه اين آيه نازل شد .