مشكلات زندگى - بر حسب اختلاف آنها بوده است . و اين آيه خود تسلى و آرامشى براى مسلمانان صدر اسلام بود - كه با مشكلاتى روبرو بودند - .
( ابن عباس ) گويد : از جمله آنان كه آيه در بارهشان نازل شده ابراهيم خليل الرحمن و گروهى است كه به او ايمان آورده بودند و پس از او در راه دين خدا متحمل سختيها شدند ( و آنان را اره نمودند ) . ديگرى گويد : آيه در باره ملت بنى اسرائيل آمده كه با استبداد فرعون روبرو بوده ، و به بدترين عذاب آنان را شكنجه مينمود .
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
: پس البته خدا ميداند آنكه در ايمانش راست گفته و ميداند دروغگويان را .
و با ملاحظه آنكه خداوند نسبت بآينده عالم بوده و تمام امور جهان پيش از خلقت براى او روشن بوده و احوال مردم را ميداند ، جمله ( فليعلمن ) به منظور تحقق هر چيز در جاى خود مىباشد . - يعنى آنكه افراد بشر با اختيار خود آن را انجام داده و خداوند به آن عالم است - .
پارهاى گويند : يعنى تا خدا جدا سازد آنان را كه راست گفته از آنها كه دروغ گفته و بهر يك پاداش لازم را بپردازد ، و بنا بر اين از جزاء و جدا ساختن تعبير به ( علم ) شده و ( فليعلمن ) آمده زيرا تنها بواسطهء علم خداوند ، آنها شناخته شده و پاداش داده مىشوند پس سبب جاى مسبب نشسته و لفظ سبب ذكر شده نظير آيه شريفه
كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ
يعنى عيسى و مادرش غذا مىخوردند كه كنايه از احتياج ايشان است پس راستى در آيه بمعنى ثبات قدم و استوارى بر سختيها بوده و دروغ بمعنى سستى و ثابت نبودن باشد نظير كلام زهير كه گويد :
اذا ما الليث كذب عن اقرانه صدقا :
براستى شيرى است در بيشه شيران كه در ميدان جنگ مردانى را صيد كرده طعمهء خود سازد آن گاه كه شيرى نبوده تا از اقران خود رو برتابد و با آنان استوار نباشد و مقصود آنكه ( كذب ) بمعنى عدم استوارى آمده است .
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا
: آيا گمان دارند آنان كه كافر