كه آمدن ملائكه او را رنجانيد چون آنان را با بهترين صورت مشاهده كرد و از طرفى آگاهى - و شرمندگى - از كارهاى زشت قوم خويش ، داشت ولى بعض ديگر گفتهاند كه مراد اين جمله آنست كه لوط براى قوم خود رنجيده و ناراحت بود زمانى كه ديد بلاء عظيم متوجه آنان مىشود .
وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
: و بسبب آنان قلبش تنگ شده گرفت ، و جبائى گويد بعضى گفتهاند ، كه يعنى راه چاره و سياست بر او تنگ شد - و ديگر از عذاب خداوند نتوانست جلوگيرى كند - لذا ملائكه را كه ديد آزرده خاطر شد و قلبش گرفت .
و چون ملائكة اندوه و دلتنگى او را ديدند گفتند .
وَ قالُوا لا تَخَفْ
: ملائكه ( به او ) گفتند بر ما و بر خودت نترس .
وَ لا تَحْزَنْ
: و آزرده خاطر مباش به آنچه را كه - از عذاب نازل - بقوم تو مينمائيم و بعضى گفتهاند ، يعنى آزرده مباش كه آنان بر ما قدرت و تسلط ندارند ، زيرا ما فرستادگان خداونديم .
إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ
: ما تو و خاندانت را از عذاب نجات مىبخشيم .
إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
: بجز زن كافره تو كه در عذاب باقى خواهد ماند .
إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ
: ما بر مردم اين شهر عذاب آسمانى را نازل كننده - و فرو ميفرستيم - .
بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
: بسبب آنكه آنان از فرمان خدا بيرون رفته و به طرف معصيت و سرپيچى از او گرايش دارند . و اين عذاب تنها به منظور جزاى معصيتها است .
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً
: و باقى گذاريم از آن قرية عبرتى روشن و دلالتى بر قدرت ما .
قتاده گويد : مراد از آن نشانه و آيت سنگريزههائيست كه بر آنها باريده بود ابن عباس گفته : كه مراد ويرانههاى منازل ايشان است .