شعر است و گرنه در حال اختيار جايز نبوده و گفتن « هذا ضويرب زيدا » ( به منظور توصيف در لسان عرب ) قبيح است .
مقصود :
پس از پايان آيات قبل ، خداوند وعدهها و وعيد خويش را چنين ذكر فرموده :
يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
: خداوند مالك ثواب و عقاب است و جز حكمت و عدالت و آنچه را كه افعال شايسته است چيزى نخواسته ، پس عذاب مىكند هر كه را بخواهد از آنان كه مستحق عذاباند .
وَ يَرْحَمُ مَنْ يَشاءُ
: و رحم مىكند هر كه را بخواهد از آنان كه مستحق رحمتاند يعنى آنان را بواسطه توبه يا غير آن از موجبات مغفرت ميآمرزد .
وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ
: و بازگشت خلق در قيامت بسوى او است و « قلب » همان رجوع و بازگشت مىباشد پس معنى چنين خواهد بود ، شما بازگشت بزندگى آخرت نموده آنجا كه جز خداوند كسى مالك نفع و ضرر نباشد و اين آيه متعلق بما قبل است ، گويا منكرين قيامت ميگفتند ، اكنون كه عذاب در دنيا نيست ما هم در انجام گناهان باكى نداريم پس خداوند به آنان جواب فرمود كه حتماً بسوى او ( در قيامت ) بازگشت مينمائيد و گويا كفار ميگفتند هر گاه بسوى حكم خدا « قيامت » باز گرديم آن را نابود نموده نجات خواهيم يافت پس خداوند در پاسخ چنين فرمود :
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
: و نيستيد شما عاجز كننده در زمين و نه در آسمان و از قدرت خداوند رها نگرديد نه در دنيا و نه در آخرت ، پس از مخالفتش حذر نمائيد .
گفته شده چرا خداوند در باره آنان ( فى السماء ) يعنى در آسمان گفت در حالى كه از مخلوقات آسمانى نيستند .
ميتوان به دو صورت پاسخ گفت :
الف : آيه به صورت فرض و تقدير بوده و معنى چنين است : نيستيد عاجز كننده خدا به منظور فرار از عذاب او چه در زمين يا آسمان اگر از اهل آسمان باشيد