وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
: خداوند ميداند آنان را كه حقيقتا ايمان آورده و در ظاهر و باطن گرويدند .
وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ
: و ميداند آنان را كه منافقند و آنچه را كه در باطن دارند غير ظاهر آنها است ، تا پاداش دهد آنها را طبق اعمالشان .
( جبائى ) گفته است معنى اين آيه چنين خواهد بود ( و ليميزن اللَّه المؤمن من المنافق ) يعنى حتما خداوند جدا سازد در پاداشهاى خويش مؤمنان را از منافقين و بنا بر اين جمله ( ليعلمن ) بجاى ( ليميزن ) استعمال شده و علم بجاى تميز گذاشته شده زيرا از نظر فن خطابه گوينده ميتواند در اداى مطلب خود از هر واژه مناسبى استفاده كند ، ولى مقصود يكى است و قبلا در اين باره توضيحات لازم داده شد .
بنا بر اين خداوند در اين آيه منافقين را تهديد نمود نسبت بروشى كه انتخاب نمودهاند و مؤمنين را باستهزاء گرفته به ظاهر چيزى ميگويند كه در واقع به آن اعتراف ندارند ، گمان كردهاند كه از ضررهاى آن ايمن خواهند بود ، خداوندى كه مالك تمام جزاها است باحوال آنان آگاه بوده و آنان را روزى برسوايى خواهد كشانيد .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
: و گفتند آنان كه كافر شدند و به نعمتهاى خدا كفر ورزيده و انكار نمودند .
لِلَّذِينَ آمَنُوا
: به مردمى كه ايمان آوردند و آئين يكتا پرستى را تصديق نموده و پيامبران را براستى پذيرفتند .
اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ
: از مسلك ما كه آئين بتپرستى است پيروى كنيد و ما گناهان شما را بدوش ميكشيم ، يعنى اگر بگوئيد به آئين بت پرستى عمل كردن گناه است ما گناهان شما را به گردن ميگيريم . آنان تصور مينمودند بت پرستى جنايت و گناه نيست و قيامتى هم كه جايگاه بررسى اعمال مردم است در كار نبوده بنا بر اين گناهى بپاى ما نوشته نخواهد شد .
مأمور در جمله ( و لنحمل ) خود متكلم است زيرا بنفس خويشتن خطاب مىكند كه البته ما بدوش ميكشيم و مقصود پذيرفتن مسئوليت در برابر خواسته است .