تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
در حدّ آن ، يا آن ، در حدّ موضوع اخذ شده باشد . و اين معناى ذاتى همان معنايى است كه در كتاب « برهان » از آن اراده مىشود . 114 . از آنچه گفته شد روشن مىشود كه ، عارض ذاتى لازم است كه مساوى باشد نه اعم يا اخصّ ؛ 38 و اين‌كه عارض ذاتى به اوّلى و غير اوّلى تقسيم مىشود ، و نيز قانون تميز اين دو قسم روشن مىشود . 115 . سپس در فصلى ديگر بيان مىكنيم كه ، لازم است « ضرورت » و « ضرورى » بر دو معنى اطلاق شود : اوّل ، وجوب ثبوت محمول بر موضوع به نحوى كه سلب آن از موضوع محال باشد ، يا وجوب سلب آن از موضوع چنين باشد ، و اين « ضرورت » ، كيفيت نسبت است ، و اين همان معنى از « ضرورت » است كه در كتاب « قضايا » مطرح است . دوم ، محال بودن انقلاب نسبت از حالتى كه دارد ، اعم از اين‌كه جهت قضيه ضرورت يا امكان باشد ، و اين قسم از « ضرورت » ، همان معنايى از « ضرورت » است كه در كتاب « برهان » در نظر است . 39 116 . سپس در فصل ديگرى بيان مىكنيم كه لازم است مقدّمهء برهان « كلّى » باشد . و « كلّى » بر دو معنى اطلاق مىشود : 117 . اوّل ، آنچه فرض صدق آن بر كثيرين ممتنع نباشد ، يا آنچه حكم آن بر تمام افراد ثابت ، و سور قضيه نيز باشد ، و اين معنى « كلّى » در كتاب « قضايا » ست . 118 . دوم ، حكم براى موضوع در تمام زمان‌ها و بر تمام افراد ثابت