تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

[ 1315 - امام باقر عليه السّلام از سيرهء رسول اللّه خبر مىدهد ]

[ 1470 ] 13 - محمّد بن مسلم گويد : روزى به خدمت امام باقر عليه السّلام رفتم درحالىكه حضرت به چيزى تكيه داده ، غذا مىخورد . محمد بن مسلم گويد : و حال آنكه به ما خبر رسيده بود كه از اينچنين كارى بازداشته شده‌ايم ، به حضرتش نگريستم ، به خوراكش دعوتم كرد ، وقتى دست از غذا كشيد ، فرمود : اى محمد ، شايد مىپندارى از وقتى كه خداوند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را به پيامبرى برانگيخت تا زمانى كه جانش را گرفت ، چشمى تكيه دادن او را هنگام غذا خوردن ديده بود ؟ آنگاه خود پاسخ داده و فرمود : نه به خدا سوگند از وقتى كه خداوند او را برانگيخت تا زمانى كه جانش را گرفت ، ديده‌اى نديدش كه به حال تكيه داده ، غذا بخورد . سپس فرمود : اى محمّد ! شايد گمان مىكنى از وقتى كه خداوند او را برانگيخت تا زمانى كه جانش را گرفت ، آن حضرت سه روز پىدرپى از نان گندم سير شد . آنگاه خود پاسخ داده و فرمود : نه به خدا سوگند ، تا زمانى كه خداوند جانش را گرفت سه روز پىدرپى از نان گندم سير نشد ، ولى من نمىگويم ، او نان گندم نيافت ، گاهى يك مرد را صد شتر [ بار گندم ] جايزه مىداد ، اگر مىخواست نان گندم بخورد ، مىخورد ، كليد گنج‌هاى زمين را جبرئيل سه بار به نزد او آورد ، و در اختيار او نهاد بدون آنكه ، خداوند چيزى از آنچه را كه براى او در روز رستاخيز آماده كرده است ، بكاهد ، ولى او فروتنى در برابر پروردگارش را برگزيد و هرگز چيزى از او درخواست نشد كه بفرمايد : نه ، اگر بود ارزانى مىداشت و اگر نبود مىفرمود : اگر خداوند ( و الا مقام ) بخواهد مىباشد [ يعنى پس از اين به دست آيد به تو عطا مىكنم . ] هرگز چيزى به حساب خداوند [ به كسى ] پيشكش نمىكرد مگر اينكه خداوند آن را به او واگذار مىكرد ، تا جايى كه اگر بهشت را به مردى هديه مىداد ، خداوند آن را به او مىسپرد . آنگاه حضرت دستش را به طرف من دراز كرد و فرمود : آقاى شما [ امام سجّاد عليه السّلام ] بنده‌گونه مىنشست و بنده‌گونه غذا مىخورد و نان گندم و گوشت را به مردم مىخوراند و به خانه‌اش بازگشته نان و روغن ميل مىكرد و اگر دو پيراهن بلند مىخريد برده‌اش را به [ برگرفتن ] بهترين آن دو اختيار مىداد و ديگرى را خود مىپوشيد ، و هرگاه [ بريدن ] انگشتان [ غلام ] او جايز مىشد آن را قطع مىكرد و اگر دو قوزك پا جايز مىشد آن [ حكم ] را برمىداشت ، و هرگز دو كارى كه مورد خشنودى خداوند بود به او نمىرسيد مگر آنكه دشوارترينش را بر بدنش تحميل مىكرد و پنج سال از مردم دورى جسته