[ 1219 - سليمان انگشترش را در شكم ماهى يافت ]
[ 1359 ] 3 - هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام خبر داد كه آن حضرت فرمود : وقتى فرمانروايى سليمان ربوده شد [ سرزمين خويش را ] ترك گفت و مهمان مرد بزرگى شد . آن مرد او را پذيرايى كرد و به او نيكى نمود . امام صادق عليه السّلام فرمود : سليمان عليه السّلام به جهت نمازگزارى و بزرگوارىاش ، نزد صاحبخانه منزلت و مرتبهء والايى يافت . امام صادق عليه السّلام فرمود : پس دخترش را به همسرى سليمان درآورد . دختر آن مرد وقتى ويژگيهاى سليمان را ديد گفت :
پدر و مادرم فدايت ، چه خوشبويى و چه صفات كاملى دارى خصلتى در تو نمىيابم كه بدم بيايد مگر اينكه هزينهء تو را پدرم به عهده دارد . امام عليه السّلام فرمود : از اين روى سليمان [ در پى روزى ] بيرون رفت تا اينكه به ساحل رسيد و ماهيگيرى را بر ساحل نجات داد و آن ماهيگير ماهىاى را كه انگشترش را در شكمش يافت ، به او هديه داد .
[ 1220 - تا سه روز بعد از مرگ غذا دهيد ]
[ 1360 ] 4 - هشام از امام صادق عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت فرمود : هنگامى كه جعفر پسر ابى طالب عليه السّلام از دنيا رفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به فاطمه عليها السّلام دستور داد تا غذايى را براى اسماء دختر عميس [ همسر جعفر ] برگيرد و زنان اسماء [ فاميلهاى او ] سه روز نزد او مىآمدند و از اينجا رسم بر اين شد كه اين كار سه روز براى بازماندگان انجام شود .
[ 1361 ] 5 - هشام از امام صادق عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت فرمود : آنگاه كه خداوند آدم را آفريد و روحش را در او دميد ، آدم پيش از اينكه روح در او كامل شود از جا پريد تا بايستد كه فرو افتاد ، پس خداوند ( عزّتمند و شكوهمند ) فرمود : انسان شتابزده آفريده شد .
[ 1221 - نمرود به آتشى كه حضرت ابراهيم را در آن انداخته بود نگاه كرد ]
[ 1362 ] 6 - هشام از امام صادق عليه السّلام خبر داد كه آن حضرت فرمود : براى نمرود نشستگاهى بود كه از آنجا بر آتش تسلّط داشت . پس از گذشت سه روز ، نمرود و آزر از بالا به درون آتش نگريستند و به ناگاه ابراهيم عليه السّلام را در گلشنى سرسبز يافتند كه با پيرمردى سخن مىگويد . امام فرمود : نمرود به آزر رو كرد و گفت :