و اگر هنگام صبح باشد تا شب و اگر هنگام شب باشد تا صبح همگى برايش آمرزش مىخواهند و در بهشت باغى پر ميوه به او مىدهند .
[ 1188 - جابر به حضرت امام باقر عليه السّلام عرض كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند به شما سلام برسانم ]
[ 1313 ] 15 - ابان بن تغلب روايت كرده حضرت باقر عليه السّلام فرمودند : من در مكتب خانه بودم كه جابر بن عبد اللّه به نزدم آمد و گفت : شكمت را نشانم بده . من پيراهنم را بالا زدم . شكمش را به شكمم چسباند و گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به من فرمود كه به تو سلام برسانم .
[ 1189 - عبادت حضرت سجاد عليه السّلام ]
[ 1314 ] 16 - عمرو بن عبد اللّه بن هند روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام فرمودند : وقتى فاطمه دخت على بن ابى طالب عليه السّلام پايدارى پسر برادرش حضرت سجّاد عليه السّلام را در عبادت ديد به نزد جابر بن عبد اللّه بن عمرو بن حزام انصارى آمد و گفت : اى يار رسول خدا ما حقوقى بر گردن شما داريم و يكى از حقوقمان بر شما اين است كه وقتى يكى از ما را ديديد كه خودش را از كوشش بسيار مىكشد خدا را به ياد او بيندازيد و او را به حفظ خودش فرا بخوانيد . اكنون اين على بن حسين بازماندهء پدرش حسين است كه بينىاش شكافته و از روى پايدارى در عبادت ، پيشانى و زانوان و دستانش پينه بسته است . جابر بن عبد اللّه به در خانهء حضرت سجّاد عليه السّلام آمد . در كنار در حضرت باقر عليه السّلام در ميان كودكانى از بنى هاشم بود . جابر علاقهمندانه به او نگريست و گفت :